دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱

مولوی
ای تن تو نمیری که چنان جان با تست ای کفر طرب فزا، که ایمان با تست
هرچند که از زن صفتان خسته شدی مردی به صفت همت مردان با تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش و خطاب به وجودی است که دارای اصالت، پویایی و کمال است. شاعر در این قطعه، تن و وجود مخاطب را به سبب بهره‌مندی از جانی بزرگ و ایمانی حقیقی، ستایش می‌کند و او را فراتر از سستی‌های معمول می‌داند.

تم اصلی اثر، بزرگداشتِ اراده و جایگاهِ رفیع انسانی است که از میان ضعف‌ها و بی‌ثباتی‌های اطرافیان عبور کرده و به مرتبه‌ای از همت و مردانگی دست یافته که کفر و ایمان در وجود او معنایی تازه می‌یابند.

معنای روان

ای تن تو نمیری که چنان جان با تست ای کفر طرب فزا، که ایمان با تست

ای تن، تو هرگز نباید از بین بروی، چرا که وجودت به واسطه‌ی جانی ارزشمند که در آن است، زنده و جاویدان است. ای کسی که کفر تو مایه‌ی شادی و شور است، زیرا حقیقت ایمان در نهاد تو نهفته است.

نکته ادبی: ترکیب 'کفر طرب‌فزا' یک تناقض‌گویی یا پارادوکس زیباست که نشان می‌دهد جذابیت محبوب به قدری است که حتی کفر او نیز برای عاشق خوشایند است.

هرچند که از زن صفتان خسته شدی مردی به صفت همت مردان با تست

هرچند که تو از بودن در کنار افراد سست‌عنصر و ضعیف‌نفس آزرده خاطر شده‌ای، اما آگاه باش که تو به سبب اراده و همت بلندی که داری، دارای خصلت و مردانگی حقیقی هستی.

نکته ادبی: واژه 'همت' در اینجا به معنای اراده، بلندنظری و توانایی انجام کارهای بزرگ است که در مقابل صفت 'زن‌صفتان' (به معنای افراد سست و بی‌اراده در اصطلاح قدما) قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) کفر و ایمان

جمع بستن دو مفهوم متضاد در یک بیت برای نشان دادن وسعت وجودی مخاطب.

پارادوکس (متناقض‌نما) کفر طرب فزا

شادی‌بخش بودن کفر که از نظر عرفی ناپسند است.

مجاز و کنایه زن صفتان

اشاره به افرادی که فاقد اراده و شجاعت اخلاقی هستند.