دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۸

مولوی
ای آنکه درینجهان چو تو پاکی نیست زیبا و لطیف و چست و چالاکی نیست
زین طعنه در اینراه بسی خواهد بود با ما تو چگونه ای دگر باکی نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش والایی، زیبایی و خلوصِ وجودِ مخاطب سروده شده‌اند. شاعر بر بی‌همتایی محبوب تأکید می‌ورزد و در عین حال، بی‌اعتنایی خود را نسبت به سرزنش‌ها و خرده‌گیری‌های اهل ظاهر نشان می‌دهد.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، تسلیم در برابرِ عشق و اتکا به پیوندِ میان عاشق و معشوق است؛ چنان که شاعر معتقد است با وجودِ این پیوندِ قلبی، هیچ تهدید یا ملامتِ بیرونی نمی‌تواند آرامشِ درونی او را برهم بزند.

معنای روان

ای آنکه درینجهان چو تو پاکی نیست زیبا و لطیف و چست و چالاکی نیست

ای کسی که در سراسر این جهان، هیچ‌کس به پاکیِ تو وجود ندارد و کسی به زیبایی، لطافت، هوشمندی و چالاکیِ تو یافت نمی‌شود.

نکته ادبی: کاربرد ترکیب «چست و چالاک» برای توصیف ویژگی‌هایِ ظاهری و درونیِ محبوب، از واژگانِ خوش‌آهنگ و کنایه از زیرکی و چابکی است.

زین طعنه در اینراه بسی خواهد بود با ما تو چگونه ای دگر باکی نیست

در این مسیرِ عاشقی، سرزنش‌ها و زخم‌زبان‌هایِ بسیاری از سویِ دیگران وجود خواهد داشت؛ اما برای من اهمیتی ندارد؛ زیرا تا زمانی که رابطه‌ی من و تو برقرار است، از هیچ چیزِ دیگری هراسی ندارم.

نکته ادبی: «بسی» صورتِ کهنِ «بسیار» است و «باکی نیست» یک اصطلاحِ کنایی برای بیانِ عدمِ ترس و اهمیت ندادن به قضاوتِ دیگران است.

آرایه‌های ادبی

اغراق درین جهان چو تو پاکی نیست

شاعر برای تأکید بر بی‌همتاییِ محبوب، دایره‌ی وجودِ او را فراتر از تمامِ جهانِ هستی می‌داند.

واج‌آرایی چست و چالاکی

تکرار صامت «چ» در این عبارت باعث ایجاد موسیقیِ درونی و تأکید بر سرعت و چالاکی شده است.

نماد این راه

راه در ادبیات عرفانی و عاشقانه، نمادی از مسیرِ سخت و پرمشقتِ عشق و سلوکِ عاشقانه است.