دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۵

مولوی
او پاک شده است و خام ار در حرم است در کیسه بدان رود که نقد درم است
قلاب نشاید که شود با او یار از ضد بجهد یکی اگر محترم است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ جایگاهِ والایِ خلوص و اصالت می‌پردازد و مرز میانِ حقیقت و مجاز را ترسیم می‌کند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلِ سکه‌های رایج (نقد) و سکه‌های تقلبی (قلاب)، نشان می‌دهد که افراد ارزشمند به دلیلِ ذاتِ شریف خود و هم‌نشینی با خوبان، از نااهلان جدا می‌شوند.

پیامِ کلانِ این متن، تأکید بر ضرورتِ دوریِ اهلِ فضیلت از آلودگی‌هایِ ظاهری و کسانی است که با نقابِ دوستی، قصدِ همراهی دارند؛ زیرا ذاتِ متعالیِ فردِ شریف با ناپاکی و تقلبِ دیگری تضادِ ماهوی دارد.

معنای روان

او پاک شده است و خام ار در حرم است در کیسه بدان رود که نقد درم است

آن کس که به حریمِ بزرگی و پاکی راه یافته است، حتی اگر در ابتدا ناپخته و خام باشد، به دلیلِ شأنِ آن مکان، ارزشمند و پاک تلقی می‌شود؛ همان‌گونه که سکه‌ی نقدیِ خالص، به واسطه‌ی ارزشِ ذاتی‌اش در کیسه‌ی مخصوصِ پول‌هایِ گران‌بها جای می‌گیرد.

نکته ادبی: واژه‌ی «ار» در مصرع اول مخففِ «اگر» است. «نقدِ درم» در اصطلاحِ ادبیاتِ کهن به سکه‌ی زر یا سیمِ خالصی اشاره دارد که معیارِ سنجشِ ارزش است.

قلاب نشاید که شود با او یار از ضد بجهد یکی اگر محترم است

هرگز شایسته نیست که انسانِ نااهل و دارایِ باطنِ تقلبی (مانند سکه‌ی قلابی)، با شخصِ شریف و بزرگوار هم‌نشین شود؛ چرا که انسانِ آزاده و محترم، ذاتاً از هم‌نشینی با متضادِ خود گریزان است و از آن فاصله می‌گیرد.

نکته ادبی: «قلاب» در این سیاق به معنایِ سکه‌ی تقلبی یا کالایِ نامرغوب است. «بجهد» از ریشه‌ی جهیدن و کنایه از دوری جستن و کنار کشیدنِ سریع است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل نقد درم و قلاب

شاعر با تشبیه انسان‌های پاک به سکه‌های اصیل و انسان‌های ناپاک به سکه‌های تقلبی، مفاهیم اخلاقی را ملموس و عینی کرده است.

تضاد قلاب و محترم

رویاروییِ دو مفهومِ ناهمگون (افرادِ نااهل در برابر افرادِ شریف) برای تأکید بر ضرورتِ جدایی و ناهم‌خوانیِ آن‌ها استفاده شده است.