دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۷۳

مولوی
اندر سر ما همت کاری دگر است معشوقه خوب ما نگاری دگر است
والله که بعشق نیز قانع نشویم ما را پس از این خزان بهاری دگر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شعر حاضر بیانگر نگاهی فراتر از دایره امور معمول و متداول دنیوی است. شاعر از رسیدن به مرتبه‌ای سخن می‌گوید که در آن، اهداف و آرمان‌ها با دغدغه‌های عادی بشر تفاوت ماهوی دارد و او در جست‌وجوی حقیقتی است که در ورای مفاهیمِ ساده‌ی عشق قرار گرفته است. در این فضایِ عارفانه، خزانِ دورانِ محدودیت و فقدان، مقدمه‌ای برای رسیدن به بهاری حقیقی و جاودان است که فراتر از ادراکاتِ محدودِ انسانی درک می‌شود.

معنای روان

اندر سر ما همت کاری دگر است معشوقه خوب ما نگاری دگر است

مصرع اول: در اندیشه ما، بلندنظری و اراده‌ای برای دست یافتن به مقصودی متفاوت وجود دارد. مصرع دوم: محبوبِ والای ما، صورتی و ماهیتی فراتر از آن چیزی دارد که به عنوان معشوق در ذهنِ مردم نقش بسته است.

نکته ادبی: واژه «همت» در اینجا به معنای بلندنظری و قصدِ عالی است و «نگار» استعاره از معشوقی است که فراتر از اوصاف بشری است.

والله که بعشق نیز قانع نشویم ما را پس از این خزان بهاری دگر است

مصرع اول: سوگند به خدا که ما به مراتبِ میانیِ عشقِ مجازی نیز راضی نمی‌شویم. مصرع دوم: چرا که ما پس از گذر از این دورانِ سرد و پژمرده (خزانِ عمر)، در انتظارِ فصلِ شکوفایی و حقیقتِ تازه‌ای هستیم.

نکته ادبی: «خزان» استعاره از دورانِ محدودیت و دوری از وصال، و «بهار» استعاره از کمال، وصال و یا مرتبه‌ای فراتر از ادراکاتِ معمول است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خزان و بهار

خزان نمادِ ناپایداری و محدودیت‌های دنیوی و بهار نمادِ شکوفاییِ معنوی و کمالِ موعود است.

ایهام نگار

در معنای اول به معنای محبوب و زیباروی، و در معنای دوم به معنای صورت‌گری و نقشِ متفاوت (اشاره به تفاوتِ ماهویِ محبوبِ حقیقی با معشوقِ زمینی).

تأکید والله

استفاده از سوگند برای اثباتِ قاطعیتِ شاعر در گذشتن از عشق‌های زمینی و پافشاری بر طلبِ حقیقتِ والاتر.