دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۵

مولوی
امروز مهم دست زنان آمده است پیدا و نهان چو نقش جان آمده است
مست و خوش و شنگ و بی امان آمده است زانروی چنینم که چنان آمده است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر لحظه‌ای از سرکوبی و شور روحانی است که در آن، تجلیِ محبوب بر سالک، سببِ شادیِ بی‌حد و حصر و پایکوبیِ جان می‌شود. در این فضا، مرزهای میانِ ظاهر و باطن از میان رفته و حقیقتِ هستی در هیبتی مست‌گونه بر قلبِ عاشق ظهور کرده است.

مخاطب در این قطعه، در پیِ رسیدن به آن حقیقتِ زیبا و رها، اختیار از کف داده و در حیرتِ این دیدار، در حالتی از شیدایی و سرگشتگی به سر می‌برد. این شعر توصیفِ کوتاهی است از آن دگرگونیِ عمیقی که در مواجهه با معشوقِ ازلی رخ می‌دهد.

معنای روان

امروز مهم دست زنان آمده است پیدا و نهان چو نقش جان آمده است

امروز آن محبوب و یار دلبند با پایکوبی و دست‌افشانی به سراغم آمده است؛ او هم در جلوه‌های آشکار جهان و هم در ژرفای نهانِ جان، همچون آیینه‌ای از روح و حقیقتِ هستی نمایان شده است.

نکته ادبی: دست‌افشانی و پایکوبی در متون عرفانی کنایه از شادیِ بی‌حدِ روح در مواجهه با تجلیِ خداوند است و نقش جان نیز بیانگرِ اتحادِ حقیقتِ محبوب با ذاتِ انسانی است.

مست و خوش و شنگ و بی امان آمده است زانروی چنینم که چنان آمده است

او در حالی که سرشار از شور و مستی و شادمانی و بدون هیچ مهار و قیدی به نزدم آمده است؛ حال و روزِ آشفته و دگرگونِ من تنها به این سبب است که او با چنین شکوه و هیبتی بر من تجلی کرده است.

نکته ادبی: شنگ به معنای شاد، خرم و ظریف است که در متون کهن برای توصیفِ حالتی از بی‌خیالی و طرب به‌کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو نقش جان

تشبیه حضور معشوق به تصویری که بر جان می‌نشیند تا عمقِ تأثیر روحیِ آن را نشان دهد.

تضاد (طباق) پیدا و نهان

کنار هم آوردن دو مفهوم متقابل برای بیانِ حضورِ همه‌جانبه‌ی محبوب در تمام ابعادِ هستی.

واج‌آرایی مست و خوش و شنگ

تکرارِ صامت‌های خوش‌آهنگ برای بازتابِ حالِ طربناک و رقص‌گونه‌ی عاشق.