دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۹
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بیانگر اندوهی عمیق و جانکاه ناشی از هجران و دوری از محبوب است. شاعر در بخش نخست، با ترسیم وضعیت جسمانی و روحی خود، تأثیر مستقیم فراق را بر چشمان گریان و قلب پردردش آشکار میسازد و این دو را به مثابه دو آیینه تمامنما از رنج درونیاش معرفی میکند.
در بخش دوم، نگاه شاعر از فضای احساسی به عرصهای فلسفی تغییر جهت میدهد؛ او با طرح پرسشهای استنکاری، به ناگزیریِ گذر عمر و غیرقابل بازگشت بودن زمان اشاره دارد. این ابیات در مجموع، بازتابدهندهی حسرت همیشگی انسان بر روزهای رفته و ناتوانی در تغییر تقدیرِ حتمیِ زمان است.
معنای روان
چشمان من به دلیل ندیدن و دوری شما، اشکهای فراوانی میبارد و قلبم با یادآوری نام و خاطرات شما، آکنده از حسرت و اندوهی بیشمار است.
نکته ادبی: واژه «عبرات» جمع «عبره» به معنای اشکِ جاری است. تناسب میان «العین» و «العبرات» در کنار «القلب» و «الحسرات»، توازن و زیبایی خاصی به کلام بخشیده است که نشاندهنده فراگیری غم در سراسر وجود شاعر است.
آیا آنچه از روزگار ما سپری شده و از دست رفته است، دوباره بازخواهد گشت؟ افسوس! مگر زمانِ رفته هرگز بازمیگردد؟ هرگز چنین نخواهد شد.
نکته ادبی: «هیهات» اسمفعل و برای ابراز دوری و امتناعِ وقوعِ چیزی به کار میرود. تکرار آن در این بیت، بر قطعیت ناامیدی شاعر از بازگشت زمان تأکید میکند و پرسشهای شاعر از نوعِ استفهام انکاری است که پاسخ آن منفی است.
آرایههای ادبی
ارتباط معنایی میان چشم و اشک که تصویری ملموس از اندوه ارائه میدهد.
پرسشهایی که شاعر طرح میکند تا بر غیرممکن بودنِ بازگشت زمان تأکید کند.
تکرارِ این واژه برای تأکید بر دوریِ زمانِ از دست رفته و بیانِ حزنِ شدید شاعر است.