دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۵۲

مولوی
از جمله طمع بریدنم آسانست الا ز کسی که جان ما را جانست
از هرکه کسی برد برای تو برد از تو که برد دمی کرا امکان است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر مرتبه‌ای عالی از عشق و دلبستگی است که در آن، شاعر با تمام وجود از تعلقات دنیوی و وابستگی به غیرِ محبوب دست شسته است. این رهایی از بندِ طمع، نه یک رنج، که برای او امری بسیار سهل و آسان است، چرا که تمامِ کانونِ هستی و معنایِ زندگیِ او در وجودِ محبوب خلاصه شده است.

شاعر در این کلام، تمایزی میانِ محبوب و دیگران قائل است؛ به گونه‌ای که دوری از هر کسِ دیگری ممکن و میسر است، اما گسستن از محبوب که خودِ «جانِ جان» است، نه تنها دشوار، بلکه محال است؛ چرا که او با تار و پودِ وجودِ عاشق پیوند خورده و هیچ‌کس را یارایِ بریدن از این حقیقتِ یگانه نیست.

معنای روان

از جمله طمع بریدنم آسانست الا ز کسی که جان ما را جانست

قطع کردنِ امید و چشم‌داشت از همگان برای من بسیار آسان است، مگر از آن کسی که وجودش، جانِ جانِ من و هستی‌بخشِ زندگی‌ام است.

نکته ادبی: ترکیبِ «جانِ جان» اشاره به عالی‌ترین مرتبه‌ی وجودی محبوب دارد و استعاره‌ای است از این که محبوب، اصل و اساسِ حیاتِ عاشق است.

از هرکه کسی برد برای تو برد از تو که برد دمی کرا امکان است

اگر کسی از دیگران دل برید و از آن‌ها فاصله گرفت، در حقیقت آن عشق و دلبستگی را برای تو ذخیره کرده است؛ اما دوری از تو که جانِ منی برای هیچ‌کس ممکن نیست.

نکته ادبی: «برد» در اینجا به معنای بریدن و قطعِ رابطه است و «کرا امکان است» استفهامِ انکاری است که به معنای «هیچ‌کس توانایی آن را ندارد» به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره جانِ جان

اشاره به محبوب به عنوان اصل و بنیادِ هستی و حیاتِ عاشق.

استفهام انکاری کرا امکان است

پرسشی که پاسخِ آن منفی است و بر غیرممکن بودنِ جدایی از محبوب تأکید دارد.

جناس برد / برد

تکرار واژه با معنای یکسان جهت تأکید بر قطعِ تعلقات و بریدن از غیر.