دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۸

مولوی
آن نور مبین که در جبین ما هست وان ض یقین که در دل آگاهست
این جملهٔ نور بلکه نور همه نور از نور محمد رسول الله است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی به سرچشمه‌ی فیض و آگاهی می‌پردازد. شاعر بر این باور است که هرگونه روشناییِ معنوی، ایمانِ راسخ و بیداریِ جان که در وجودِ انسان جلوه‌گر می‌شود، تنها بخشی از وجودِ خود او نیست، بلکه پرتوی از حقیقتی والاتر و قدسی است.

در واقع، این کلام بیانگرِ این عقیده است که تمامیِ نورهای هدایت، معرفت و کمال که در عالمِ هستی و در دل‌های بیداردلان می‌تابد، ریشه در نورِ وجودیِ پیامبر اکرم (ص) دارد که به عنوان واسطه‌ی فیضِ الهی در جهان شناخته می‌شود.

معنای روان

آن نور مبین که در جبین ما هست وان ض یقین که در دل آگاهست

آن فروغِ آشکار و حقیقتِ روشنی‌بخشی که بر پیشانیِ ما نمایان است و آن نورِ ایمانِ راسخ و بی‌تردیدی که در جان و دلِ بیدار و آگاهِ ما جای گرفته است، همگی نشان از حقیقتی درونی دارند.

نکته ادبی: واژه‌ی «جبین» به معنای پیشانی است که در ادبیات عرفانی نمادِ جایگاهِ تجلیِ نورِ الهی و سجده‌گاهِ بنده است. «ض» در مصراع دوم اشاره به «ضوء» یا همان نور و درخششِ معرفت و یقین دارد.

این جملهٔ نور بلکه نور همه نور از نور محمد رسول الله است

تمامِ این روشنایی‌ها و درخشش‌ها، بلکه فراتر از آن، اصل و ریشه‌ی همه‌ی نورهای موجود در جهان، همگی سرچشمه گرفته از نورِ وجودیِ مقدسِ پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) است.

نکته ادبی: تکرارِ واژه‌ی «نور» در اینجا نوعی تأکیدِ بلاغی (تکرار) برای نشان دادنِ پیوستگیِ مراتبِ نور از منبعِ اصلی به سایرِ موجودات است.

آرایه‌های ادبی

تکرار نور

تکرارِ واژه‌ی نور برای تأکید بر وحدتِ منشأِ فیض و روشنایی در عالمِ هستی به کار رفته است.

مراعات نظیر نور، جبین، دل

ارتباط معنایی میان اجزای صورت (پیشانی) و باطن (دل) در کنار مفهوم روشنایی که تناسبی میانِ این کلمات ایجاد کرده است.

استعاره نور

نور در اینجا استعاره‌ای از هدایت، ایمان و دانشِ الهی است که در وجودِ انسان به امانت گذاشته شده است.