دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۳

مولوی
آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است بر سبلت و ریش خویشتن خندیده است
وانکس که ترا ز خود قیاسی گیرد آن مسکین را چه خارها در دیده است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی طنزآمیز و در عین حال حکیمانه، ناتوانیِ ابزارهایِ ادراکیِ انسان (اعم از حواسِ ظاهری و ذهنِ قیاس‌گر) را در شناختِ حقیقتِ مطلق یا محبوبِ ازلی به تصویر می‌کشد. شاعر هشدار می‌دهد که تلاش برای درکِ امری متعالی با ابزارهایِ محدودِ مادی، نه تنها راه به جایی نمی‌برد، بلکه نشان‌دهندهٔ جهلِ جوینده است.

در نگاهِ شاعر، ادعایِ شناختِ حقیقت با چشمِ ظاهر، خودفریبی و مایهٔ مسخرگی است. همچنین، سنجشِ ذاتِ لایتناهی با مقیاس‌هایِ محدودِ بشری، نوعی کوریِ معنوی است که فرد را به جایِ رسیدن به بصیرت، در رنجِ ناشی از سوءبرداشت و جهالت گرفتار می‌کند.

معنای روان

آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است بر سبلت و ریش خویشتن خندیده است

کسی که حقیقتِ وجودیِ تو را تنها با چشمانِ ظاهربین دیده است، در واقع با این پندارِ اشتباه، به نادانی و حماقتِ خویش خندیده و خود را مایهٔ استهزا کرده است.

نکته ادبی: عبارتِ 'سبلت و ریش' در ادبیات و فرهنگِ عامه کنایه از شأن، منزلت و عقلِ آدمی است؛ خندیدن به آن در اینجا به معنایِ به سخره گرفتنِ جایگاهِ عقلِ خود و نشانِ سفاهت است.

وانکس که ترا ز خود قیاسی گیرد آن مسکین را چه خارها در دیده است

و کسی که می‌کوشد تو را با معیارهایِ بشری و ویژگی‌هایِ خود بسنجد و اندازه بگیرد، آن بیچاره در واقع با این نگاهِ خطا، چشمِ بصیرتِ خود را به خارِ جهل و رنج گرفتار کرده است.

نکته ادبی: استعارهٔ 'خار در دیده داشتن' کنایه از رنجِ ناشی از کوریِ معنوی و ناتوانی در دیدنِ حقایق است، چرا که 'قیاس' کردنِ امرِ قدسی با خود، حجابِ اصلیِ معرفت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بر سبلت و ریش خویشتن خندیدن

کنایه از به استهزا گرفتنِ خود و حماقتِ خویش.

استعاره خارها در دیده

نمادِ حجاب‌ها و موانعی که بر اثرِ پندارهایِ باطل، مانعِ دیدنِ حقیقت و سببِ رنجِ روحی می‌شوند.

تضاد مفهومی چشم ظاهر و قیاس شخصی

تقابلِ میانِ ابزارهایِ ناقصِ انسانی با حقیقتِ مطلق که برتر از ادراکِ حسی و عقلیِ جزئی است.