دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۳

مولوی
آن روح که بسته بود در نقش صفات از پرتو مصطفی درآمد بر ذات
واندم که روان گشت ز شادی میگفت شادی روان مصطفی را صلوات

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر یک تحولِ معنویِ عمیق و عرفانی است که در آن، روحِ انسان پس از رهایی از بندِ تعلقات و ظواهرِ دنیوی، به حقیقتِ مطلق دست می‌یابد. شاعر این رهایی را نه با تلاشِ شخصیِ صرف، بلکه مرهونِ تابشِ نورِ هدایت و وجودِ مبارک پیامبرِ اسلام می‌داند.

فضای حاکم بر این اشعار، سرشار از شور و شوقِ عرفانی است؛ به‌طوری که روحِ آزاده پس از رسیدن به این مقامِ والا، زبان به ستایش و تقدیر از راهبرِ خویش می‌گشاید و با درود فرستادن، این پیوندِ ابدی را جشن می‌گیرد.

معنای روان

آن روح که بسته بود در نقش صفات از پرتو مصطفی درآمد بر ذات

آن روحی که در قفسِ ویژگی‌های ظاهری و دنیوی اسیر بود، با تابشِ نورِ حقیقتِ پیامبر اسلام، از این محدودیت‌ها رها شد و به جایگاهِ حقیقی و ذاتیِ خود دست یافت.

نکته ادبی: نقش صفات در اصطلاح عرفانی به معنای حجاب‌های دنیوی است و ورود به ذات، کنایه از عبور از کثرات و رسیدن به وحدت است.

واندم که روان گشت ز شادی میگفت شادی روان مصطفی را صلوات

در همان لحظه‌ای که روح رهایی یافت و به سوی حقیقت پرواز کرد، از سرِ خوشحالی و آرامش می‌گفت: درود و رحمتِ خداوند بر روانِ پاک پیامبر باد.

نکته ادبی: روان گشتن به معنای رها شدن و جاری شدن است و واژه روان در مصراع دوم به معنای روح آمده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بسته بود در نقش صفات

اسارتِ روح در بندِ تعلقات و ظواهرِ دنیوی که مانعِ رسیدن به حقیقت می‌شود.

تلمیح پرتو مصطفی

اشاره به نورِ نبوی و هدایت‌گریِ پیامبر اسلام که واسطه‌ی رسیدن به معرفت است.

ایهام روان

ایهام میانِ دو معنای حرکت کردن (در مصراع اول) و روح (در مصراع دوم).