دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۳۱

مولوی
آن را که خدای چون تو یاری داده است او را دل و جان و بیقراری داده است
زنهار طمع مدار زانکس کاری زیرا که خداش طرفه کاری داده است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به جایگاه والای پیوند معنوی میان سالک و مراد یا معشوق می‌پردازد و بیانگر این حقیقت است که بهره‌مندی از چنین جایگاهی، نه تنها آسودگی، بلکه سرشار از شور، اضطراب مقدس و بی‌قراری عارفانه است.

شاعر در این کلام، مخاطب را از نگاه سطحی و دنیوی به عارفان یا کسانی که در محضر الهی برگزیده شده‌اند برحذر می‌دارد؛ چرا که اشتغال روح آنان به امور متعالی و الهی، مانع از پرداختن به کارهای معمول و مادی می‌گردد.

معنای روان

آن را که خدای چون تو یاری داده است او را دل و جان و بیقراری داده است

کسی که خداوند وجود ارزشمند و یاری چون تو را به او عطا کرده است، در حقیقت به او قلبی سرشار از حیات و روحی بی‌قرار و مشتاق بخشیده است تا همواره در جستجوی کمال باشد.

نکته ادبی: واژه 'بی‌قراری' در این سیاق، نه به معنای اضطراب منفی، بلکه نماد عشق و تکاپوی ناگزیر روح عاشق برای رسیدن به معشوق است.

زنهار طمع مدار زانکس کاری زیرا که خداش طرفه کاری داده است

زنهار که از چنین شخصی توقع پرداختن به کارهای عادی و دنیوی نداشته باش؛ زیرا خداوند او را به کار و پیشه‌ای شگفت‌انگیز و والا مشغول ساخته است.

نکته ادبی: عبارت 'طرفه کاری' به معنای کار نادر، عجیب و متعالی است و به طور کنایی به اشتغال عارف به ذکر و عشق الهی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

جناس و ایهام کاری / طرفه کاری

استفاده از واژه 'کار' در دو معنای متفاوت: در مصراع اول به معنای امور روزمره و دنیوی و در مصراع دوم به معنای مشغله معنوی و قدسی.

تضاد مفهومی یاری / بی‌قراری

پیوند میان داشتن یار و دچار شدن به بی‌قراری، که نشان‌دهنده تضاد میان ظاهر وصال و باطن شوریدگی است.