دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۴

مولوی
آن چشم فراز از پی تاب شده است تا ظن نبری که فتنه در خواب شده است
صد آب ز چشم ما روان کردی دی امروز نگر که صد روان آب شده است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت تصویرگرِ نگاهی است که در پسِ ظاهرِ آرام و بسته‌ی چشمانِ معشوق، طوفانی از شور و شر نهفته است. شاعر هشدار می‌دهد که این آرامش ظاهری، نشانه‌ی فروکش کردنِ جذابیتِ ویرانگر یا همان فتنه نیست، بلکه استراحتی است برای برانگیختنِ فتنه‌ای بزرگ‌تر.

در نگاهی دیگر، شاعر به بیانِ رنجِ بی‌پایانِ خود می‌پردازد که در پیِ جورِ معشوق، از ریختنِ اشک به فنای جان رسیده است؛ گویی تمامِ هستیِ عاشق در دریای اشک‌های او ذوب شده و در این فضایِ غم‌انگیز، مرزِ میانِ جسم و جانِ او در برابرِ نگاهِ بی‌تفاوتِ معشوق از میان رفته است.

معنای روان

آن چشم فراز از پی تاب شده است تا ظن نبری که فتنه در خواب شده است

چشمانِ آن معشوق برای مدتی بسته شده است، اما گمان مبر که این خواب به معنای پایانِ فتنه‌گری و جذابیتِ ویرانگرِ اوست؛ او همچنان همانندِ پیش، فتنه‌انگیز است.

نکته ادبی: واژه «فراز» در اینجا به معنای بسته و فروبسته است و «تاب» به معنای درخشش یا آمادگی برای جلوه‌گری است.

صد آب ز چشم ما روان کردی دی امروز نگر که صد روان آب شده است

دیروز با رفتارِ خود باعث شدی که سیلابِ اشک از چشمانِ من جاری شود؛ امروز بنگر که شدتِ این غم چنان است که گویی صد جانِ من در میانِ این اشک‌ها حل شده و به آب تبدیل گشته است.

نکته ادبی: کاربردِ واژه‌ی «روان» در معنای ایهام‌آمیزِ (جان و روح) و (جریانِ آب) که پیوندِ میانِ اشک و هستیِ عاشق را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره فتنه

معشوق به فتنه استعاره شده است که نشان‌دهنده‌ی زیباییِ خطرناک و آشوب‌گرِ اوست.

مبالغه صد روان آب شده است

بزرگ‌نماییِ تأثیرِ غم به اندازه‌ای که روح و جانِ عاشق به دلیل گریه‌ی فراوان به اشک بدل شده است.