دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۳

مولوی
آن جاه و جمالی که جهان افروز است وان صورت پنهان که طرب را روز است
امروز چو با ما است درو آویزیم دی رفت و پریر رفت که روز امروز است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ارزش نهادن به لحظه‌ی حال تأکید دارند و با نگاهی حکیمانه، گذرا بودنِ گذشته و اهمیتِ بهره‌مندی از اکنون را یادآور می‌شوند.

شاعر با دعوت به چنگ زدن به زیبایی‌ها و شادی‌های جاری، مخاطب را از غرق شدن در حسرتِ دیروز برحذر می‌دارد و بر حضورِ آگاهانه در امروز پافشاری می‌کند.

معنای روان

آن جاه و جمالی که جهان افروز است وان صورت پنهان که طرب را روز است

آن مقام، شکوه و زیباییِ درخشانی که جهان را روشن می‌کند و آن حقیقتِ نهانی که سرچشمه‌ی شادی و نشاط است، در همین لحظه حضور دارد.

نکته ادبی: تعبیر «جهان افروز» استعاره از جلوه‌ی باشکوه زیبایی است و «صورت پنهان» به معنایِ حقیقتِ باطنیِ اشیاء و جهان است که از دیدگانِ ظاهربین پوشیده مانده است.

امروز چو با ما است درو آویزیم دی رفت و پریر رفت که روز امروز است

از آنجا که «امروز» با ما همراه است و در اختیار ماست، باید به آن چنگ بزنیم و آن را غنیمت شماریم؛ چرا که دیروز و روز پیش از آن سپری شده و آنچه حقیقتِ واقعی دارد، همین لحظه است.

نکته ادبی: «درو آویزیم» کنایه از تمسک جستن و اهمیت دادن به لحظه حال است و «دی» و «پریر» به عنوان نمادهایی از گذشته‌یِ رفته و غیرقابل بازگشت به کار رفته‌اند.

آرایه‌های ادبی

کنایه جهان افروز

اشاره به زیباییِ خیره‌کننده و تأثیرگذاری که مانند خورشید، فضای زندگی را روشن و درخشان می‌کند.

تضاد امروز در برابر دی و پریر

تقابلِ لحظه‌یِ زنده و پویایِ حال با ایامِ سپری‌شده و از‌دست‌رفته برای اثباتِ این نکته که تنها سرمایه‌یِ ما زمانِ اکنون است.

استعاره طرب را روز

اشاره به روزگاری که برایِ شادی و نشاط مهیا شده است و فرصتی مغتنم برایِ تجربه کردنِ شعف به شمار می‌رود.