دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۲۱

مولوی
آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست چون غرقهٔ ما شدی همه لطف و وفاست
گر راست شوی هر آنچه ماراست تراست ور راست نه ای چپ ترا گیرم راست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی عارفانه و استوار، تقابل میان منیت انسان و پیوستن به حقیقت مطلق را به تصویر می‌کشند. شاعر تذکر می‌دهد که پافشاری بر خواسته‌های فردی و خودخواهی، جز اندوه و نزاع چیزی به همراه ندارد، اما با فنا شدن در ساحتِ حق، تیرگی‌ها به روشنایی و مهر تبدیل می‌شوند.

در بخش دوم، مفهوم هدایت و ضرورتِ راستی مطرح می‌شود. پیوند با حقیقت، مشروط به صداقت و درستی در مسیر است. اگر سالک در راه مستقیم گام ننهد، نظام هستی یا مربیِ معنوی او را با سختی و گوشمالی به مسیر درست بازمی‌گرداند؛ چرا که مقصد نهایی، جز به راستی پیموده نمی‌شود.

معنای روان

آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست چون غرقهٔ ما شدی همه لطف و وفاست

جایی که منیت و خودخواهی تو در میان است، سراسر زندگی با اندوه و ستیز و بی‌مهری همراه است؛ اما هنگامی که در حقیقت وجودی ما غرق شدی و خویشتنِ خویش را رها کردی، همه چیز به مهر و صلح و وفاداری تبدیل می‌شود.

نکته ادبی: «غرقه» استعاره از فنا و محو شدن در مقام وحدت است. «تو» نماد منیت فردی و «ما» اشاره به حقیقتِ کلی و حق‌تعالی دارد.

گر راست شوی هر آنچه ماراست تراست ور راست نه ای چپ ترا گیرم راست

اگر در مسیرِ حقیقت و راستی گام برداری، هر نعمتی که نزد ماست، از آنِ تو خواهد بود؛ اما اگر در راهِ راست نباشی، ما تو را به زور و اجبار هم که شده، به مسیرِ درست بازمی‌گردانیم.

نکته ادبی: استفاده از صنعت تضاد بین «راست» و «چپ» برای ترسیمِ تقابل میان حق و باطل. «چپ گرفتن» کنایه از توبیخ یا تنبیه برای اصلاح است.

آرایه‌های ادبی

تضاد غم و جنگ با لطف و وفا

تقابل میان نتایجِ خودخواهی و نتایجِ پیوستن به حق.

استعاره غرقه شدن

نمادی برای فنایِ نفس و دست‌شستن از منیت در اقیانوس بی‌کرانِ حقیقت.

کنایه و تضاد راست و چپ

راست به معنای درستی و حقیقت، و چپ به معنای انحراف و کژی است.