دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۵

مولوی
آسوده کسی که در کم و بیشی نیست در بند توانگری و درویشی نیست
فارغ ز غم جهان و از خلق جهان با خویشتنش بدرهٔ خویشی نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین گوهر آسایش در سایه‌ی وارستگی می‌پردازد و بیان می‌کند که رهایی حقیقی، نه در ثروت است و نه در فقر، بلکه در عبور از تعلقات مادی و چشم‌داشت‌های دنیوی نهفته است. در واقع، آرامش جان انسان، محصول رهایی از بند دوگانه‌های پوچ و انصراف از انانیت نفسانی است.

معنای روان

آسوده کسی که در کم و بیشی نیست در بند توانگری و درویشی نیست

انسان آرام و بی‌دغدغه کسی است که اسیر نوسانات دارایی مادی نیست و خود را در قید و بند مفاهیم ثروتمندی یا فقر محبوس نمی‌کند.

نکته ادبی: کم و بیش نمادی از فراز و فرودهای اقتصادی است و در بند بودن کنایه از اسارت ذهن در برابر ارزش‌گذاری‌های دنیوی است.

فارغ ز غم جهان و از خلق جهان با خویشتنش بدرهٔ خویشی نیست

چنین شخصی از اندوه‌خواری برای جهان و قضاوت‌های مردم فارغ است و هیچ کیسه ثروت یا دلبستگی خودخواهانه‌ای برای تأمین من خویش ندارد.

نکته ادبی: بدره به معنی کیسه زر است و در اینجا استعاره از انباشت تعلقات شخصی و خودشیفتگی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد کم و بیش، توانگری و درویشی

تقابل مفاهیم متضاد برای نشان دادن اینکه آسایش در هیچ‌یک از این دو قطب مادی نیست.

استعاره بدرهٔ خویشی

تشبیه کردن دلبستگی به خویشتن به کیسه زر که نشان‌دهنده ارزش‌گذاری نفسانی است.