دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۴
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این قطعه، تصویرگرِ حالِ عاشقی است که در فراق یا بیتوجهیِ محبوب، تنها مانده است. شاعر با لحنی ملایم و عاشقانه، از اینکه محبوب به جای توجه به او، به خواب پناه برده، گلایه میکند و این دوریِ ناخواسته را به دستِ قضا و قدر میسپارد.
در این ابیات، تضاد میانِ بیداریِ رنجآورِ عاشق و خوابِ آرامِ محبوب به زیبایی ترسیم شده است. شاعر با ستایشِ ویژگیهای ظاهریِ محبوب حتی در حالتِ خواب، سعی در ابرازِ اشتیاقِ بیپایان خود دارد.
معنای روان
ای محبوب، تو خود بهانههای کافی برای فاصله گرفتن از من داشتی؛ دیگر چه جای آن بود که خواب نیز به سراغت بیاید و تو را از چشمانِ من برباید و از من دور کند؟
نکته ادبی: صنما به معنای بت و استعاره از معشوق زیباست. فعل «بربودت» به معنای ربودن و به یغما بردن است.
تو آسوده بخواب که من تا صبحِ صادق، تنها خواهم نشست و از چشمانِ خمار و خوابآلودهات که همچون گل نرگس است، شکایت و ناله خواهم کرد.
نکته ادبی: نرگس در شعر فارسی نماد چشمانِ نیمهباز، خمار و زیباست که کنایه از بیتوجهیِ معشوق است.
آرایههای ادبی
اشاره به معشوق که به دلیل زیبایی و بیتفاوت بودن، به بت تشبیه شده است.
تشبیه چشمان محبوب به گل نرگس به دلیل خمار بودن و شکل ظاهری آن.
تقابل میان خوابِ آرامِ محبوب و بیداریِ رنجآلود و پرشورِ عاشق.