دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۲

مولوی
یاری کن و یار باش ای یار مخسب ای بلبل سرمست به گلزار مخسب
یاران غریب را نگهدار مخسب امشب شب بخشش است زنهار مخسب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوت به بیداری، هشیاری و حضور در لحظات معنوی است. شاعر با زبانی صمیمانه، مخاطب را به دوری از غفلت و بهره‌گیری از فرصت‌های طلایی و معنویِ زندگی فرا می‌خواند تا با یاری رساندن به دیگران، خود نیز از برکات این لحظات بی‌نصیب نماند.

فضا، فضایی شبانه و سرشار از بخشش و الطاف الهی است که در آن، پیوند با یاران و همدلی با دوستان و پرهیز از غفلت و خواب‌زدگی، اولویت اصلی قرار دارد و بر اهمیتِ وقت‌شناسی در لحظاتِ خاص تأکید شده است.

معنای روان

یاری کن و یار باش ای یار مخسب ای بلبل سرمست به گلزار مخسب

ای یار، به دیگران یاری و همدلی کن و همراه آنان باش و لحظه‌ای به خواب غفلت مرو. تو ای عاشقِ سرمستِ حقیقت، در این باغ پر از زیبایی‌های خلقت، غافل و بی‌خبر نباش.

نکته ادبی: واژه «مخسب» فعل امر منفی از مصدر خفتن (خوابیدن) است که در اینجا استعاره از بیداریِ معنوی و هشیاری قلبی به کار رفته است.

یاران غریب را نگهدار مخسب امشب شب بخشش است زنهار مخسب

از یارانِ دورافتاده و غریب، مراقبت کن و غافل مباش. امشب شبی است که باران رحمت و بخشش می‌بارد، پس زینهار که غفلت کنی و این فرصت را از دست بدهی.

نکته ادبی: «زنهار» واژه‌ای است برای هشدار که در اینجا تأکید بر اهمیتِ مغتنم شمردنِ این فرصتِ خاص (شب بخشش) دارد.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) مخسب

تکرار فعل نهی برای تأکید بر ضرورتِ مداومِ بیداری و هشیاری در مسیر معنوی.

استعاره بلبل سرمست

اشاره به عارف یا سالکی که از عشق الهی مست است و در گلزارِ هستی حضور دارد.

ندا ای یار، ای بلبل

خطاب مستقیم برای برانگیختنِ توجه مخاطب و ایجاد فضای عاطفی و صمیمانه برای دعوت به بیداری.