دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱

مولوی
یارب یارب به حق تسبیح رباب کش در تسبیح صد سالست و جواب
یارب به دل کباب و چشم پرآب جوشان تر از آنیم که در خم، شراب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی اوجِ بی‌قراریِ عارفانه‌ای است که در آن، رنج و دردِ انسانِ عاشق به مرتبه‌ی والای عبادت می‌رسد. شاعر با استغاثه به درگاه خداوند، شورِ درونی و التهابِ روحِ خود را به تصویر می‌کشد که از هر جوششی در عالمِ مادی فراتر است.

در این فضایِ معنایی، سازِ رباب و دلِ سوخته، نمادهایی از تداومِ ذکر و ناله هستند؛ گویی انسان در محضرِ الهی، با تمامِ وجودِ مجروحِ خویش در حالِ راز و نیاز است و این وضعیتِ آتشفشانیِ درون، دلیلی بر صدقِ ادعایِ عاشقیِ اوست.

معنای روان

یارب یارب به حق تسبیح رباب کش در تسبیح صد سالست و جواب

خدایا، پروردگارا، تو را به حقِ آن ناله‌های ممتد و جانسوزی که همچون صدای سازِ «رباب» برمی‌خیزد، سوگند می‌دهم؛ همان ناله‌هایی که گویی صد سال است در حالِ ذکر گفتن و نیایش است و در جست‌وجویِ پاسخی از جانبِ توست.

نکته ادبی: «رباب» در اینجا نمادِ ابزارِ ناله و فغان است. تشبیه صدای ساز به تسبیح، نشان‌دهنده تقدیسِ رنج و اندوهِ عاشقانه در ادبیاتِ سبکِ هندی است.

یارب به دل کباب و چشم پرآب جوشان تر از آنیم که در خم، شراب

خدایا، تو را به این دلِ سوخته که همچون گوشت بر آتش کباب شده است و به این چشمانِ اشک‌بار قسم می‌دهم؛ التهاب و تلاطمی که در وجودِ ماست، از جوششِ شراب در خمره نیز خروشان‌تر و شدیدتر است.

نکته ادبی: «کباب» استعاره از سوختنِ دل در آتشِ عشق است. همنشینیِ واژگانِ «کباب» و «آب» برای تصویرسازیِ اضطرابِ درونی و تضادِ بینِ آتشِ عشق و اشکِ چشم است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تسبیح رباب

تشبیه صدای ناله‌مانندِ ساز به ذکر و تسبیحِ خداوند.

اغراق و تشبیه جوشان‌تر از آنیم که در خم، شراب

مقایسه‌ی شدت بی‌قراریِ درونیِ عاشق با جوششِ شراب برای نشان دادنِ عمقِ هیجانِ روحی.

تضاد (مراعات نظیر) دل کباب و چشم پرآب

جمع کردنِ ویژگی‌های آتش (کباب) و آب (اشک) در کنار هم برای نمایشِ تلاطمِ درونیِ انسانِ رنج‌دیده.