دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۶

مولوی
گر آب حیات خوشگواری ای خواب امشب بر ما کار نداری ای خواب
گر با عدد موی سر تست امشب یکسر نبری و سر نخاری ای خواب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این قطعه، در حالتی از بیداری و اشتغال ذهنی یا عاطفی، خواب را به عنوان یک پدیده طبیعی مورد خطاب قرار می‌دهد. او با وجود اعتراف به ارزش و لذت‌بخش بودن خواب، که آن را به «آب حیات» تشبیه کرده است، با صراحتی تمام از آن می‌خواهد که در این شبِ خاص، به سراغ او نیاید.

در واقع این اشعار بازتاب‌دهنده کشمکش میان نیاز جسمانی به استراحت و وضعیت ذهنی آشفته یا عاشقانه است که در آن، شاعر ترجیح می‌دهد به جای تسلیم شدن به خواب، در هشیاری باقی بماند و از مداخله خواب در حریم ذهن خود جلوگیری کند.

معنای روان

گر آب حیات خوشگواری ای خواب امشب بر ما کار نداری ای خواب

امشب بگذار من در حال خود باشم و به سراغ من نیا.

نکته ادبی: تکرار خطاب «ای خواب» برای تأکید بر عدم تمایل شاعر به خوابیدن است.

گر با عدد موی سر تست امشب یکسر نبری و سر نخاری ای خواب

به هیچ وجه به سراغ من نیا و در احوال من مداخله نکن و آرامش مرا بر هم نزن.

نکته ادبی: «سر نخاریدن» در این بافت کنایی، به معنای پرهیز از مداخله در کار کسی یا پرهیز از ایجاد دردسر است که شاعر با ظرافت آن را به خواب نسبت داده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ای خواب

شاعر خواب را مانند یک انسان خطاب قرار داده و با او گفت‌وگو می‌کند.

استعاره آب حیات

خواب به آب حیات (آب زندگانی) تشبیه شده که نشان‌دهنده اهمیت و لذت‌بخش بودن آن است.

کنایه سر نخاریدن

کنایه از دوری کردن از مزاحمت و عدم مداخله در امور یکدیگر است.