دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۳

مولوی
شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب از گشتن گرد شهر کس ناید خواب
عقل است که چیزها از موضع جوید تمییز و ادب مجو تو از مست و خراب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر تصویری از آشفتگی و بیقراری خود در شب ارائه می‌دهد که گویی همچون عناصر بی‌آرامِ طبیعت، مدام در حال گشت‌ و گذار است و به سکون و خواب نمی‌رسد.

سپس با دیدگاهی واقع‌بینانه به این نکته اشاره دارد که شناختِ جایگاهِ درستِ هر پدیده، تنها از عهده عقلِ سلیم برمی‌آید و نباید از کسی که در بندِ مستی یا غفلت گرفتار است، انتظار رعایت موازین و ادب داشت.

معنای روان

شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب از گشتن گرد شهر کس ناید خواب

شب‌ها مانند باد و آب در شهر پرسه می‌زنم و سرگردانم؛ این پیوسته گشتن در شهر، برای هیچ‌کس آرامش و خواب به همراه نمی‌آورد.

نکته ادبی: تشبیه به باد و آب، نمایانگر بی‌پناهی و بی‌آرامی است و واژه کس در اینجا در سیاق نفی به معنای هیچ‌کس به‌کار رفته است.

عقل است که چیزها از موضع جوید تمییز و ادب مجو تو از مست و خراب

این خردمندی و عقل است که باعث می‌شود هر چیزی را در جایگاه مناسب خودش بیابی؛ پس از کسی که مست و آشفته‌حال است، انتظار درکِ درست و رعایت ادب نداشته باش.

نکته ادبی: موضع به معنای جایگاه و موقعیت است و مست و خراب کنایه از کسی است که کنترل عقلانی خود را از دست داده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون باد و چو آب

شاعر بیقراری و حرکت بی‌پایان خود را به حرکتِ همیشگی و مهارنشدنی باد و آب تشبیه کرده است.

کنایه مست و خراب

کنایه از کسی است که در اثر نادانی، غفلت یا مستی، قدرتِ تشخیصِ درست و رعایتِ ادب را ندارد.