دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۲

مولوی
سبحان الله من و تو ای در خوشاب پیوسته مخالفیم اندر هر باب
من بخت توام که هیچ خوابم نبرد تو بخت منی که برنیائی از خواب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تصویر کشیدن یک تعارضِ وجودی در یک رابطه است. شاعر با زبانی صریح و در عین حال خیال‌انگیز، به وضعیتی اشاره دارد که در آن دو موجود، علی‌رغم پیوستگی، در تضادی دائم به سر می‌برند. فضای شعر، فضایی حسرت‌بار و آمیخته به تعجب از این ناسازگاریِ گریزناپذیر است.

مفهوم محوری اثر، عدم هماهنگیِ تقدیرگونه میان دو فرد است؛ یکی در اضطرابِ بیداری و دیگری در رخوتِ خواب گرفتار است. این ناهماهنگی که گویی از ذاتِ بخت و اقبال آن‌ها سرچشمه می‌گیرد، سبب شده است که هیچ‌گاه در هیچ زمینه‌ای با یکدیگر هم‌سو و هم‌نوا نباشند.

معنای روان

سبحان الله من و تو ای در خوشاب پیوسته مخالفیم اندر هر باب

خداوند را شکر که من و تو، ای کسی که همچون مرواریدی در صدف ارزشمند و زیبا هستی، همواره در تمامی مسائل و موضوعات با یکدیگر اختلاف نظر و ناسازگاری داریم.

نکته ادبی: در خوشاب کنایه از معشوق یا فردی گران‌بها و درخشان است و باب در اینجا به معنای موضوع، مسئله و مورد استفاده شده است.

من بخت توام که هیچ خوابم نبرد تو بخت منی که برنیائی از خواب

من آن بخت و اقبال تو هستم که هرگز به خواب نمی‌روم و همواره در تلاطم و بیداری‌ام؛ و تو آن بخت منی که هرگز از خواب غفلت یا آرامشِ خود بیدار نمی‌شوی.

نکته ادبی: بخت در اینجا استعاره‌ای است از سرنوشتِ مقدر که باعث بروز حالاتِ متضاد (بیداری و خواب) برای آن دو گشته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره در خوشاب

تشبیه کردن مخاطب به مرواریدی در صدف که نشان‌دهنده ارزش و زیبایی اوست.

تضاد (طباق) خوابم نبرد / برنیائی از خواب

تقابل میان بیداریِ مداومِ یکی و خوابِ همیشگیِ دیگری که بیانگرِ دوری و عدمِ تفاهمِ آنان است.

مراعات نظیر خواب، بخت، بیداری

واژگانی که در یک حوزه معناییِ مربوط به احوالِ شخصی و تقدیر قرار دارند.