دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۰۰

مولوی
دل در هوس تو چون ربابست رباب هر پاره ز سوز تو کبابست کباب
دلدار ز درد ما اگر خاموش است در خاموشی دو صد جوابست جواب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نمایانگر سوز و گداز عمیق عاشق در برابر معشوق است. شاعر در ابتدا دلِ بی‌قرار خود را به ساز رباب تشبیه می‌کند که در اثر آتش عشق، سوخته و گداخته شده است. این تصویرسازی نشان‌دهنده آن است که دوری و تمنا، قلب عاشق را به ناله درآورده و آن را در کوره عشق، پخته و دگرگون کرده است.

در بخش دوم، نگاه عارفانه شاعر به سکوت معشوق تبیین می‌شود. سکوتِ معشوق نه به معنای بی‌اعتنایی، بلکه پاسخی پرمعنا و عمیق است که از صدها سخنِ معمول، گویاتر است. در واقع، شاعر به این حقیقت اشاره دارد که در حریمِ عشق، سکوتِ معشوق، رساترین پاسخ به نیازهای عاشق است.

معنای روان

دل در هوس تو چون ربابست رباب هر پاره ز سوز تو کبابست کباب

دلم به خاطر اشتیاقِ رسیدن به تو، مانند سازِ رباب بی‌قرار و نالان است و تمامِ وجودم از شدتِ آتشِ عشقت، همچون گوشتِ بریان، در حال سوختن و کباب شدن است.

نکته ادبی: تشبیه دل به رباب، به دلیل ویژگیِ ناله‌کنندگیِ این ساز در اثرِ مضراب زدن، کنایه‌ای از تپش‌های مضطرب و ناله‌های عاشق در دوری از معشوق است.

دلدار ز درد ما اگر خاموش است در خاموشی دو صد جوابست جواب

اگر معشوق در برابرِ درد و ناله‌های ما سکوت اختیار کرده است، گمان مبر که بی‌پاسخ مانده‌ایم؛ چرا که در همین سکوت، صدها پاسخِ حکیمانه و عمیق نهفته است که از هزاران کلمه برتر است.

نکته ادبی: خاموشی در اینجا برخلافِ معنای لغوی، دلالت بر غنای پاسخ دارد؛ یعنی سکوت، نه نشانه جهل یا بی‌خیالی، بلکه ظرفی پر از جواب است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردّالصدر) ربابست رباب، کبابست کباب، جوابست جواب

شاعر با تکرار واژه در انتهای مصراع، بر شدت و استمرار حالت (بی‌قراری، سوختن و پاسخ‌گویی) تأکید کرده است.

تشبیه دل در هوس تو چون ربابست

تشبیه دل به رباب جهت نشان دادن حالِ نزار و ناله‌خیز عاشق در عشق.

استعاره کبابست

استعاره از تحمل درد و رنجِ جانکاهِ عشق که عاشق را همچون گوشتِ بر آتش، بریان می‌کند.