دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۸

مولوی
ای روی ترا غلام گلنار مخسپ وی رونق نوبهار و گلزار مخسب
ای نرگس پرخمار خونخوار مخسب امشب شب عشرت است زنهار مخسب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی مملو از شور و اشتیاق عاشقانه سروده شده‌اند و بر غنیمت شمردن لحظات وصال تأکید می‌ورزند. شاعر با ستایش اغراق‌آمیز زیبایی محبوب و پیوند دادن آن با جلوه‌های شکوهمند طبیعت، او را به بیداری و پرهیز از خواب در شب عیش و شادمانی فرا می‌خواند.

درونمایه اصلی این کلام، نبرد میانِ «خواب» که نماد غفلت و دوری است و «بزم» که نماد حضور و آگاهی است، می‌باشد. محبوبِ داستان، به‌قدری در نظر شاعر ارجمند است که حتی زیباییِ شکوفه‌های انار و طراوتِ فصل بهار نیز در برابر او، همچون بنده‌ای فرمان‌بردار جلوه می‌کند.

معنای روان

ای روی ترا غلام گلنار مخسپ وی رونق نوبهار و گلزار مخسب

ای کسی که درخشش چهره‌ات چنان است که حتی گل‌های انار در برابر آن همچون بندگانِ خاضع دیده می‌شوند و ای که وجودت مایه رونق و زیباییِ فصل بهار و گلستان است؛ از خواب بپرهیز و بیدار بمان.

نکته ادبی: «غلام گلنار» استعاره‌ای است که به برتری بی‌چون و چرای زیبایی چهره محبوب بر طراوتِ گل‌ها دلالت دارد؛ واژه «مخسپ» شکل کهنِ فعل امر منفی «مخواب» است.

ای نرگس پرخمار خونخوار مخسب امشب شب عشرت است زنهار مخسب

ای که چشمانت همچون نرگسی است که هم خمار و مستی‌آور است و هم خون‌ریز و پرخطر؛ امشب که شبِ شادمانی و عیش است، به هوش باش و هرگز به خواب نرو.

نکته ادبی: «نرگس» استعاره از چشمان است که در ادبیات کلاسیک همواره با صفتِ «خمار» (مست) و «خونخوار» (دل‌بر و ویرانگر) همراه است؛ «زنهار» ادات تنبیه و هشدار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرگس

تشبیه چشمانِ محبوب به گل نرگس که به دلیل خمار بودن و تأثیرگذاری، همواره در شعر فارسی با چشمانِ معشوق قرین است.

تشخیص و اغراق غلام گلنار

جان‌بخشی به گل‌ها و نسبت دادن مقام بندگی به آن‌ها در برابر زیبایی چهره معشوق، جهت تأکید بر والایی محبوب.

کنایه خونخوار

کنایه از تأثیر سهمگین و کشنده نگاهِ معشوق بر جان و دلِ عاشق.