دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۵

مولوی
ای آنکه تو دیر آمده ای در کتاب گر بشتابند کودکان تو مشتاب
گر مانده شدند قوم و از دست شدند این دست تو است زود برگیر رباب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزوم تامل و بردباری در مسیر سلوک و معرفت تاکید می‌ورزند و مخاطب را از همراهی با شتاب‌زدگی‌های جاهلانه برحذر می‌دارند. شاعر بر این باور است که کمال، نه در سرعتِ خام، بلکه در استقامت و درکِ لحظه‌ی مناسب برای عمل نهفته است.

در این کلام، دعوت به خودشناسی و غنیمت شمردن توانایی‌های فردی موج می‌زند. آنجا که دیگران از راه می‌مانند یا خسته می‌شوند، فردِ آگاه باید با تکیه بر استعدادهای درونی خود، فرصت را غنیمت شمرده و به کارِ اصلی که همان انس با حقیقت است، بپردازد.

معنای روان

ای آنکه تو دیر آمده ای در کتاب گر بشتابند کودکان تو مشتاب

ای کسی که در مسیر معرفت دیر گام نهاده‌ای؛ اگر افراد ناپخته و خام در این راه با عجله و شتاب حرکت می‌کنند، تو به این شتاب‌زدگی دچار مشو و با وقار و آرامش حرکت کن.

نکته ادبی: واژه کودکان در اینجا کنایه از سالکانِ تازه‌کار و ناپخته است که هنوز به عمقِ راه پی نبرده‌اند.

گر مانده شدند قوم و از دست شدند این دست تو است زود برگیر رباب

اگر هم‌سفران و دیگران در این راه خسته شدند و توان خود را از دست دادند، تو همچنان از تواناییِ عمل برخوردار هستی؛ پس فرصت را غنیمت دان و سازِ دل (رباب) را برای نغمه‌سراییِ الهی به دست بگیر.

نکته ادبی: رباب در ادبیات عرفانی نمادی از سازِ دل و ابزاری برای رسیدن به سماع و وجدِ روحانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کودکان

اشاره به افراد کم‌تجربه و ناپخته در مسیر کمال که به جای تامل، گرفتار شتاب‌زدگی هستند.

استعاره رباب

نمادی برای ذکر، یاد خداوند و آمادگیِ روح برای درکِ نغمه‌های آسمانی و معنوی.

کنایه از دست شدند

به معنای شکست خوردن، درمانده شدن و از دست دادنِ توانایی و پویایی در مسیرِ سلوک.