دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۸

مولوی
آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب وان علم که در نشان نگنجد به طلب
سریست میان دل مردان خدای جبریل در آن میان نگنجد به طلب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر بر بی‌کرانگی و فراتر بودنِ حقایق الهی از ادراکِ بشری تأکید می‌ورزد. او خواننده را دعوت می‌کند که خود را به دایره‌ی محدودِ دانستنی‌های معمولی و حواسِ مادی محدود نکند و در جست‌وجویِ معرفتی باشد که فراتر از هرگونه توصیف و تبیینِ عقلانی است.

همچنین، فضای حاکم بر این سخن، حریمِ امنِ دلِ عارفان است؛ جایی که رازی میان انسانِ خداجو و معبودش برقرار است که حتی والاترین مرتبه‌یِ ملکوت، یعنی جبرئیل، نیز توانِ نفوذ و درکِ آن را ندارد. این نشان‌دهنده‌یِ خلوتِ ویژه‌یِ عاشق و معشوقِ ازلی است.

معنای روان

آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب وان علم که در نشان نگنجد به طلب

در جست‌وجوی حقیقتی باش که فراتر از گنجایشِ محدودِ دهان و ذهنِ توست؛ به دنبال دانشی باش که در هیچ قالب و نشانه‌یِ ظاهری نمی‌گنجد و نمی‌توان آن را با کلماتِ معمولی تعریف کرد.

نکته ادبی: واژه «لقمه» در اینجا استعاره از معارفِ عالیه‌ای است که با حواسِ ظاهری قابلِ دریافت نیست و «نگنجد» به معنای محدود نبودن در ظرفیت ادراک است.

سریست میان دل مردان خدای جبریل در آن میان نگنجد به طلب

رازی سر به مهر میانِ قلبِ عارفانِ راستین و خداوند نهفته است که جبرئیل، فرشته‌یِ مقربِ وحی، نیز در حریمِ آن راهی ندارد و نمی‌تواند از آن آگاهی یابد.

نکته ادبی: «مردانِ خدای» اشاره به بندگانِ خاص و عارفان دارد و «جبریل» نمادِ حدِ نهاییِ آگاهی در عوالمِ دیگر است که در برابرِ این رازِ عاشقانه، ناتوان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آن لقمه

اشاره به حقایق و معرفت‌های بلندمرتبه که ذهنِ عادی توانِ هضمِ آن را ندارد.

اغراق و نمادگرایی جبریل در آن میان نگنجد

استفاده از چهره‌یِ مقدسِ جبرئیل برای نشان دادنِ عظمت و دست‌نیافتنی بودنِ رازِ میانِ بنده و خدا برای غیر.