دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۶۷
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
در این ابیات، شاعر به تأثیرِ ذکرِ مقدس «لاحول و لا قوّه الا بالله» که به اختصار «لاحول و لا» خوانده شده، بر حالاتِ روحی و دفعِ گرفتاریها میپردازد. در نگاهِ نخست، این ذکر را پناهگاهی ایمن برای دفعِ غم و هراس از نیروهای شر و اهریمنی (نمادینشده در واژه دیو) میداند که جانِ آدمی را محافظت میکند.
در گامِ دوم، شاعر نکتهای ظریف و روانشناختی را مطرح میکند؛ اینکه کیفیتِ ادا و نیّتِ درونیِ فرد که از آن به «دم» تعبیر شده، در هنگامِ ذکر گفتن تعیینکننده است. اگر ذکر با دلی آکنده از اندوه و پریشانی خوانده شود، شاعر هشدار میدهد که این تکرارِ لفظی به جای گشایش، ممکن است همان حالِ اضطراب و اندوه را در جانِ آدمی تشدید کند و به آن دامن بزند.
معنای روان
ذکرِ «لاحول و لا» میتواند غم و اندوه را از دلِ انسان دور سازد؛ بهگونهای که اگر نیروی شر و پلیدی (مانند دیو) بخواهد به جانِ آدمیزاد آسیب برساند، این ذکر آن را دفع میکند.
نکته ادبی: واژه «دیو» در ادبیاتِ فارسی علاوه بر موجوداتِ اساطیری، استعارهای از شیطان، وسوسههای نفسانی و تمامی نیروهای بازدارندهای است که آرامشِ روان را تهدید میکنند.
کسی که هنگامِ خواندنِ این ذکرِ مقدس، باز هم در بندِ اندوه است و با همان نَفَسِ غمگین و پریشان ذکر میگوید، باید بداند که تکرارِ این کلمات با آن حالِ درونی، تنها همان نَفَس و حالِ غمآلود را در وجودِ او قویتر میکند.
نکته ادبی: واژه «دم» در اینجا به معنای نَفَس، آه و کیفیتِ حالِ درونی است؛ شاعر به تأثیرِ همسوییِ ظاهر و باطن در نیایش اشاره دارد و نشان میدهد که کیفیتِ باطنیِ گوینده، بر نتیجهی ذکر اثرگذار است.
آرایههای ادبی
اشاره به ذکرِ مبارک «لاحول و لا قوّه الا بالله» که در فرهنگِ اسلامی برای دفعِ بلا و توکل بر قدرتِ الهی به کار میرود.
نمادِ پلیدی، ترس، وسوسه و هر نیروی اهریمنی که آرامشِ جانِ بنیآدم را تهدید میکند.
بیانِ این نکته که اگر نیایشِ ظاهری با حالِ باطنیِ ناخوش همراه باشد، نتیجهی عکس میدهد که بر اهمیتِ حضورِ قلب در دعا تأکید دارد.