دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۵

مولوی
گویم که کیست روح افزا مرا آنکس که بداد جان ز آغاز مرا
گه چشم مرا چو باز بر می بندد گه بگشاید به صید چون باز مرا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به سرچشمه‌ی حیات و رابطه میان خالق و مخلوق می‌پردازد و هستی‌بخشیِ پروردگار را در آغاز خلقت و مدیریتِ مستمرِ احوالِ روحی انسان بازنمایی می‌کند.

فضای کلیِ این کلام، آمیخته به حیرتِ عارفانه و تسلیم در برابر اراده‌ی الهی است؛ جایی که انسان درک می‌کند بینایی و بصیرت او، چه در زمان محجوب بودن از حقیقت و چه در زمان کشف و شهود، در دستانِ قدرتِ خداوند است.

معنای روان

گویم که کیست روح افزا مرا آنکس که بداد جان ز آغاز مرا

از خود می‌پرسم که آن وجودی که به روح من طراوت و حیات می‌بخشد کیست؟ پاسخ این است که همان کسی است که از ابتدای هستی، به من جان و زندگی عطا کرد.

نکته ادبی: واژه روح‌افزا به معنای حیات‌بخش و جان‌بخش است و به نیروی محرکه‌ای اشاره دارد که از جانب خداوند به انسان دمیده می‌شود.

گه چشم مرا چو باز بر می بندد گه بگشاید به صید چون باز مرا

خداوند گاهی برای مصلحت یا آزمایش، چشم دلِ مرا مانند چشمانِ بازِ شکاری می‌بندد تا از امور دنیوی غافل شوم و گاهی آن را برای صیدِ حقایق و اسرارِ غیبی می‌گشاید.

نکته ادبی: استفاده از واژه باز به معنای پرنده شکاری، تصویرسازیِ دقیقی از مدیریتِ بینش انسان توسط خداوند است؛ باز را هنگام حمل یا پیش از شکار چشم‌بند می‌زنند تا آرام بماند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو باز

تشبیه چشمِ انسان به چشمانِ پرنده شکاری که تحت فرمانِ مربی است، برای نشان دادن کنترلِ الهی بر بینشِ انسان.

تضاد بندد / بگشاید

تضاد میانِ بستن و گشودن که بیانگر تناوبِ احوالِ روحی و آزمایش‌های الهی برای صیقل دادنِ روح است.