دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۳

مولوی
گر من میرم مرا بیارید شما مرده بنگار من سپارید شما
گر بوسه دهد بر لب پوسیدهٔ من گر زنده شوم عجب مدارید شما

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی عارفانه و پرشور، فضای مرگ و فنای در راه محبوب را به تصویر می‌کشد. محور اصلی این اثر، قدرت اعجازگونه عشق است که حتی می‌تواند مرگ و نیستی را به زندگی و کمال تبدیل کند.

مفهوم بنیادین این شعر، تسلیم مطلق و آرزوی وصال در آخرین لحظات حیات است؛ جایی که حتی پیکر بی‌جان عاشق، در گروِ دیدار با معشوق است و در نهایت، این عشق و بوسه محبوب است که می‌تواند مرده را از خاک سرد گور بازگرداند و به زندگی ابدی پیوند دهد.

معنای روان

گر من میرم مرا بیارید شما مرده بنگار من سپارید شما

اگر من از این دنیا رخت بربستم و از میان رفتم، جنازه مرا بردارید و به آنجا بیاورید.

نکته ادبی: میرم در اینجا به معنای می‌میرم و از ریشه رفتن است؛ استفاده از افعال کوتاه در شعر کهن برای حفظ وزن رایج بوده است.

گر بوسه دهد بر لب پوسیدهٔ من گر زنده شوم عجب مدارید شما

پیکر بی‌جان مرا به دستان یار مهربان من بسپارید.

نکته ادبی: عبارت 'بنگار' در متن ارسالی احتمالاً تحریفی از 'به یار' است که به معنای رساندنِ جنازه به محضر معشوق می‌باشد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه گر زنده شوم

شاعر با اغراق در توانایی عشق، زنده شدن پس از مرگ را تنها با یک بوسه ممکن می‌داند که تأکید بر قدرت فوق‌العاده‌ آن است.

کنایه لب پوسیده

کنایه از فنا و نیستی جسم در اثر مرگ و گذشت زمان است که در تقابل با حیات دوباره قرار می‌گیرد.

متناقض‌نما (پارادوکس) زنده شدن مرده

آمیختن دو مفهوم متضاد مرگ و زندگی برای نشان دادن حقیقتِ متعالی عشق که فراتر از قوانین طبیعی است.