دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۱

مولوی
گر در طلب خودی ز خود بیرون آ جو را بگذار و جانب جیحون آ
چون گاو چه میکشی تو بار گردون چرخی بزن و بر سر این گردون آ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در پی دعوتِ انسان به بیداری و خروج از دایره‌ بسته‌یِ نفسانیات و تعلقات دنیوی است. شاعر با لحنی آمرانه و خیرخواهانه، مخاطب را به رهایی از خودپرستی و تحملِ بیهوده‌یِ رنج‌های روزگار فرا می‌خواند تا به حقیقتی فراتر از امور مادی دست یابد.

در واقع، هدف شاعر این است که انسان را از جایگاهِ یک موجودِ تسلیم و اسیر در چنگالِ تقدیر، به جایگاهِ فاعلیِ آگاه و رها ارتقا دهد تا با تغییرِ زاویه دید، بر سرنوشتِ خویش حاکم شود.

معنای روان

گر در طلب خودی ز خود بیرون آ جو را بگذار و جانب جیحون آ

اگر در جستجوی حقیقتِ اصیلِ خویش هستی، باید از حصارِ منِ ذهنی و خودخواهی‌هایت فراتر روی. دلبستگی‌های حقیر و کوچکِ دنیوی را کنار بگذار و به سوی اقیانوسِ بی‌کرانِ حقیقت و معنویت گام بردار.

نکته ادبی: واژه جو در اینجا استعاره از تعلقاتِ ناچیز و جیحون استعاره از وسعتِ بیکرانِ حقیقت است که تقابلِ این دو، تضادی معنایی ایجاد کرده است.

چون گاو چه میکشی تو بار گردون چرخی بزن و بر سر این گردون آ

چرا همانند گاو که بارِ سنگین را بی‌اختیار می‌کشد، تو نیز زیر بارِ گردشِ روزگار و فشارهای زندگی کمر خم کرده‌ای؟ از این چرخه تکراریِ سرنوشت فاصله بگیر و با تغییری در نگاه و سلوکِ خویش، بر گردشِ چرخِ فلک چیره شو.

نکته ادبی: چرخ و گردون در اینجا ایهام دارند؛ به معنای آسمان و تقدیر، در عین حال به معنای گردش و حرکتِ فعالانه برای رهایی از اسارت.

آرایه‌های ادبی

استعاره جو و جیحون

تضادِ میانِ جویِ کوچک و رودِ عظیمِ جیحون، استعاره‌ای برای تقابلِ امورِ بی‌ارزشِ دنیوی با حقایقِ والا و معنوی است.

تشبیه چون گاو

تشبیه کردنِ انسانِ اسیرِ دنیا به گاو، برای نشان دادنِ انفعال و پذیرشِ رنجِ بیهوده است.

تکرار و ایهام گردون و چرخی زدن

تکرارِ واژه گردون برای تاکید بر تکرارِ سرنوشت و ایهام در چرخی زدن به معنای تغییرِ مسیر و فراتر رفتن از دایره‌یِ دنیاست.