دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۹

مولوی
گر بوی نمی بری در این کوی میا ور جامه نمی کنی در این جوی میا
آن سوی که سویها از آنسوی آید می باش همان سوی و بدین سوی میا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوت‌نامه‌ای است برای سالکان راه حقیقت تا با آمادگی کامل و دلی آگاه در وادی عرفان قدم بگذارند. شاعر تأکید می‌کند که پیمودن این مسیر، نیازمندِ شهود قلبی و دست‌شستن از دلبستگی‌های دنیوی و خودبینی است.

پیام اصلی این است که انسان نباید در کثرت و ظواهر جهانِ مادی گرفتار شود، بلکه باید نگاه خود را به منشأ هستی و عالم معنا بازگرداند و از هر آنچه او را از حقیقت دور می‌کند، دوری گزیند.

معنای روان

گر بوی نمی بری در این کوی میا ور جامه نمی کنی در این جوی میا

اگر از حقیقت و عشقِ الهی هیچ درکی نداری، به این کوی و درگاهِ مقدس وارد مشو. و اگر حاضر نیستی ردای غرور و خودخواهیِ خود را در این جویبارِ پاک‌کننده از تن درآوری، پا به این مسیر مگذار.

نکته ادبی: ترکیب «بوی بردن» استعاره از درکِ قلبی و شهود است و «جامه کندن» کنایه از تهذیب نفس و رهایی از تعلقات و منیت‌هاست.

آن سوی که سویها از آنسوی آید می باش همان سوی و بدین سوی میا

به همان جهتی روی آور که تمامِ سمت‌ها و جهات و موجودات از آنجا سرچشمه می‌گیرند. در همان جایگاهِ وحدانی و الهی قرار بگیر و به این سمتِ دنیوی و مادی که مایه سرگشتگی است، متمایل نشو.

نکته ادبی: تکرار واژه «سوی» و تقابل آن میان «آن سوی» (عالم معنا) و «این سوی» (عالم ماده) به تضادِ اصلی در جهان‌بینی عرفانی میان کثرت و وحدت اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره بوی، کوی، جوی

«بوی» استعاره از درک معنوی، «کوی» استعاره از طریق و مسیر سیر و سلوک و «جوی» استعاره از مقام توبه و پاک‌سازی نفس است.

کنایه جامه نمی کنی

کنایه از رها کردن تعلقات دنیوی و ترک خودبینی و غرور نفسانی.

تضاد آن سوی / این سوی

تقابل میان جهان مادی (این سو) و عالم غیب و حقیقت (آن سو) که محور اصلی اندیشه عرفانی در این ابیات است.