دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۵۷

مولوی
عمریست ندیده ایم گلزار ترا وان نرگس پرخمار خمار ترا
پنهان شده ای ز خلق مانند وفا دیریست ندیده ایم رخسار ترا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حسرت و اشتیاق عمیق شاعر برای دیدار با معشوقی است که به دلیلِ پنهان‌بودن یا دوری، مدت‌هاست از نظرها غایب گشته است. فضا آکنده از نوعی دلتنگیِ لطیف و تغزلی است.

شاعر با بهره‌گیری از استعاراتِ کلاسیک، معشوق را به مثابه‌ی گوهری نایاب و گریزان توصیف می‌کند که همانندِ وفا در روزگارِ بی‌مروّت، از دیدرسِ همگان پنهان مانده و این هجرانِ طولانی، عمری به درازا کشیده است.

معنای روان

عمریست ندیده ایم گلزار ترا وان نرگس پرخمار خمار ترا

مدت‌های مدیدی است که ما از دیدار چهره‌ی زیبایت که همچون گلزاری است و چشمان خمار و افسونگرت محروم مانده‌ایم.

نکته ادبی: گلزار استعاره از چهره و نرگس استعاره از چشم است که از عناصر اصلی سبک تغزلی است.

پنهان شده ای ز خلق مانند وفا دیریست ندیده ایم رخسار ترا

تو مانند وفا که در میان مردم نایاب و پنهان شده است، از دیدگان ما دور گشته‌ای و مدت‌های زیادی است که چشمان ما به دیدار چهره‌ی تو روشن نشده است.

نکته ادبی: تشبیه معشوق به وفا، علاوه بر نشان دادن کمیابی، به مفهوم انتزاعی و دور از دسترس بودنِ معشوق نیز اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره گلزار

به معنای چهره‌ی زیبا و باطراوت معشوق به کار رفته است.

استعاره نرگس

اشاره به چشمان خمار و زیبا که به گل نرگس تشبیه شده است.

تشبیه مانند وفا

تشبیه کردن پنهان بودن معشوق به وفاداری که در جامعه کمیاب و پنهان است.

تکرار خمار خمار

تکرار واژه برای تأکید بر شدت خمارآلود بودن چشمان معشوق.