دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۵

مولوی
در چشم ببین دو چشم آن مفتون را نیک بشنو تو نکتهٔ بیچون را
هر خون که نخورده ست آن نرگس او از دیدهٔ من روان ببین آن خون را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی پرشور و عارفانه، مخاطب را به تماشای عمیق در چشمان محبوب فرا می‌خواند. فضا، فضایی است که در آن نگاهِ محبوب، دروازه‌ای به سوی حقایق هستی و رازهای ناگفتنی است و عشق، راهی برای درک امور وصف‌ناپذیر.

در بخش دوم، شدتِ رنج و اشتیاقِ عاشق به تصویر کشیده شده است. شاعر با استعاره‌ای جانسوز، اشک‌های خود را به خون‌هایی تشبیه می‌کند که گویی از چشمانِ سحرانگیز محبوب سرچشمه گرفته و تمام هستی او را در مسیر این عشق، به قربانگاه برده است.

معنای روان

در چشم ببین دو چشم آن مفتون را نیک بشنو تو نکتهٔ بیچون را

به چشمانِ آن محبوبِ فریبنده و دلربا بنگر و به سخنِ پنهان و وصف‌ناپذیری که در آن نهفته است، با دقت گوش جان بسپار.

نکته ادبی: واژه 'بی‌چون' در ادب عرفانی، صفتِ خداوند یا حقیقتی است که در قیدِ کم و کیف و صفاتِ بشری نمی‌گنجد.

هر خون که نخورده ست آن نرگس او از دیدهٔ من روان ببین آن خون را

اگر چشمانِ خمار و مستِ آن محبوب هنوز خونی را نریخته است، بنگر که چگونه آن خون از چشمانِ من، به صورتِ اشک‌های خونین، جاری گشته است.

نکته ادبی: نرگس در شعر فارسی نماد چشمِ خمار و نیم‌خوابِ یار است که قدرتِ کشته‌سازی و جذبِ دل‌های عاشقان را دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرگس

اشاره به چشمانِ خمار و زیبای محبوب که به گل نرگس تشبیه شده است.

کنایه خون خوردن

کنایه از کشتن یا به رنج و بلا افکندنِ عاشق به واسطه‌ی نگاهِ یار.

پارادوکس بی‌چون

بیانِ امرِ غیرقابل‌توصیف در قالبِ کلمه که به ذاتِ مطلق اشاره دارد.