دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۲

مولوی
چو نزود نبشته بود حق فرقت ما از بهر چه بود جنگ و آن وحشت ما
گر بد بودیم رستی از زحمت ما ور نیک بدیم یاد کن صحبت ما

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی تامل‌برانگیز و در عین حال صلح‌جویانه دارند. شاعر با پذیرش تقدیر و سرنوشت محتوم، بیهودگیِ نزاع و تنش‌های میان دو نفر را نقد می‌کند. در نگاه او، چون جدایی از پیش مقدر بوده است، تقلا برای جنگیدن یا غصه خوردن بیهوده است.

در بخش دوم، لحن شاعر به نوعی بزرگ‌منشی و تسلیمِ بزرگوارانه تغییر می‌کند؛ او حق انتخاب را به طرف مقابل می‌دهد که اگر خاطره‌ای تلخ دارد، از رهاییِ پیش‌آمده خرسند باشد و اگر خاطره‌ای خوش دارد، آن را به نیکی در یاد نگاه دارد.

معنای روان

چو نزود نبشته بود حق فرقت ما از بهر چه بود جنگ و آن وحشت ما

از آنجا که خداوند سرنوشت ما را از همان ابتدا به جدایی رقم زده بود، پس تمام آن درگیری‌ها، کشمکش‌ها و اضطراب‌هایی که میان ما گذشت، چه دلیلی داشت و چرا بیهوده خود را آزار دادیم؟

نکته ادبی: واژه نزود در اینجا به معنای از پیش یا در تقدیر به کار رفته است. حق به معنای ذات اقدس الهی و فرقت به معنای دوری و جدایی است.

گر بد بودیم رستی از زحمت ما ور نیک بدیم یاد کن صحبت ما

اگر ما در گذشته برای تو انسان‌های بدی بودیم، اکنون که جدا شده‌ایم، از زحمت و دردسر ما رهایی یافته‌ای و در آرامشی؛ اما اگر ما خوب بودیم، پس آن دوستی و خاطرات زمانِ هم‌نشینی‌مان را به نیکی در یاد داشته باش.

نکته ادبی: واژه صحبت در متون کهن علاوه بر گفتگو، به معنای مصاحبت، همراهی و هم‌نشینیِ طولانی‌مدت است که در اینجا به یادآوریِ پیوند میان دو فرد دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (تقابل) بد و نیک

شاعر با آوردن واژگان متضاد، دو موقعیت احتمالی را برای مخاطب ترسیم کرده تا قضاوت نهایی را به او بسپارد.

استفهام انکاری از بهر چه بود جنگ و آن وحشت ما

پرسشی که پاسخ آن روشن است و هدف از آن تاکید بر بیهودگی جنگ و ستیز در برابر تقدیر الهی است.

مراعات نظیر (تناسب) فرقت و صحبت

ایجاد تناسب معنایی میان جدایی و هم‌نشینی که دو روی سکه یک رابطه هستند.