دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۷

مولوی
تا عشق ترا است این شکرخائیها هر روز تو گوش دار صفرائیها
کارت همه شب شراب پیمائیها مکر و دغل و خصومت افزائیها

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی نکوهش‌گر به سبک زندگیِ آلوده به هوس و غفلت، بیانگر این حقیقت است که میانِ اعمالِ آدمی و پیامدهای آن پیوندی ناگسستنی برقرار است. شاعر با زبانی هشداردهنده، مخاطب را متوجه می‌کند که دل‌بستگی به لذت‌های گذرا و ناپایدار، در نهایت جز رنج، خشم و تیرگیِ روابط ثمره‌ای نخواهد داشت.

در این فضایِ هشدارآمیز، تضادِ میانِ لذت‌های ظاهری و پیامدهای تلخِ آن به تصویر کشیده شده است. تأکید بر این است که وقتی روح و اندیشه درگیرِ مکر، می‌گساری و خودخواهی شود، آرامشِ باطنی از میان می‌رود و جای خود را به کینه و دشمنی با دیگران می‌دهد.

معنای روان

تا عشق ترا است این شکرخائیها هر روز تو گوش دار صفرائیها

تا زمانی که به این‌گونه دل‌بستگی‌های شیرینِ ظاهری و هوس‌آلود سرگرمی، باید همواره آمادگیِ رویارویی با روزهای پر از خشم و تلخ‌کامی را نیز داشته باشی.

نکته ادبی: شکرخائی در اینجا کنایه از معاشرت‌های شیرین اما سطحی است و صفرائیها اشاره به غلبه خشم و تندخویی دارد که از ذاتِ این عشق‌های ناپایدار برمی‌خیزد.

کارت همه شب شراب پیمائیها مکر و دغل و خصومت افزائیها

تمام شب‌هایت را به میگساری و بی‌خبری سپری می‌کنی و حاصلِ این رفتار، جز افزایشِ نیرنگ، دورویی و دامن زدن به کینه‌توزی‌ها چیز دیگری نیست.

نکته ادبی: شراب پیمایی استعاره از غفلت و دوری از هوشیاریِ معنوی است که در پی آن، زشتی‌های اخلاقی همچون دغل‌کاری و دشمنی به عنوانِ پیامدهای ناگزیرِ آن سبکِ زندگی، به شکلی زنجیره‌وار رخ می‌نماید.

آرایه‌های ادبی

استعاره شکرخائی

اشاره به خوش‌گذرانی و روابط عاشقانه‌ی سطحی که در ابتدا شیرین به نظر می‌رسند.

کنایه شراب پیمائی

اشاره به غفلت و زیاده‌روی در لذت‌های دنیوی که باعث تیرگیِ بصیرت می‌شود.

تضاد (طباق) شکرخائی و صفرائی

ایجاد تقابل میان شیرینیِ ظاهریِ عشق و تلخیِ پیامدهای خشم‌آلودِ آن برای تأکید بر ناپایداریِ این لذت‌ها.