دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۶

مولوی
تا چند از این غرور بسیار ترا تا کی ز خیال هر نمودار ترا
سبحان الله که از تو کاری عجب است تو هیچ نه و این همه پندار ترا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر نکوهشِ کبر و غرورِ بی‌پایه‌ی انسانی تأکید می‌ورزند. شاعر با زبانی خیرخواهانه و توبیخی، مخاطب را به یادآوریِ حقیقتِ فانی و ناچیزِ وجودش فرامی‌خواند و از غفلتِ ناشی از خیالاتِ دنیوی و خودبزرگ‌بینی‌های واهی برحذر می‌دارد.

درون‌مایه‌ی اصلی، تقابل میانِ «هیچ‌بودنِ» آدمی در برابرِ عظمتِ هستی و «خودبزرگ‌بینیِ» کاذبِ اوست. این اشعار به مخاطب یادآوری می‌کنند که انسان به‌جای غرق شدن در اوهام و خیالاتِ زودگذر، بهتر است به حقیقتِ وجودی خویش بازگردد.

معنای روان

تا چند از این غرور بسیار ترا تا کی ز خیال هر نمودار ترا

تا کی می‌خواهی این‌همه مغرور باشی؟ و تا کی می‌خواهی اسیرِ توهماتِ برخاسته از جلوه‌های گذرا و فریبنده‌ی این جهان بمانی؟

نکته ادبی: واژه‌ی «نمودار» در اینجا به معنای مظهر و آنچه خود را نشان می‌دهد (پدیده) است که به استعاره بر امورِ دنیوی و فریبنده دلالت دارد.

سبحان الله که از تو کاری عجب است تو هیچ نه و این همه پندار ترا

شگفتا از رفتارِ تو که بسیار عجیب است؛ تو در حقیقت هیچ (و پوچ) هستی، اما با این وجود، این‌همه تصورات و خیال‌پردازی‌های بزرگ درباره خود داری.

نکته ادبی: عبارت «سبحان الله» در اینجا اداتِ تنبیه و ابرازِ تعجب است. تضاد میانِ «هیچ» و «این‌همه پندار» رکنِ اصلیِ معنایی این بیت را شکل می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) هیچ / این‌همه پندار

قرار گرفتنِ واژه‌ی «هیچ» در تقابل با «این‌همه پندار»، تأکیدِ شاعر بر پوچیِ ادعاهای انسانی در برابرِ حقیقتِ هستی را برجسته می‌کند.

استفهام انکاری تا چند / تا کی

استفاده از پرسش‌هایی که پاسخِ آن‌ها منفی است، برای ملامتِ مخاطب و ترغیبِ او به تفکر.

تلمیح سبحان الله

اشاره به تسبیح و عظمتِ الهی برای نشان دادنِ شگفتی از حماقتِ انسانی در غرور ورزیدن.