دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۳

مولوی
بیگاه شده است لیک مر سیران را سیری نبود بجز که ادبیران را
چه روز و چه شب چه صبح دلیران را چه گرگ و چه میش و بره مر شیران را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف حالِ کسانی می‌پردازد که از قیدِ زمان و تضادهای ظاهریِ دنیوی رهایی یافته‌اند. این نگاهِ برتر، نگرشی است که در آن، پایانِ زمان یا گذشتِ روز و شب، و حتی مرزهای میانِ موجودات، رنگ می‌بازد و حقیقتِ واحدی جایگزینِ این کثرت‌ها می‌شود.

در واقع، این ابیات دعوتی است به فراروی از محدودیت‌های زمانی و قضاوت‌های دوگانه؛ جایی که عارف یا انسانِ کامل، نه با گذشتِ ایام متزلزل می‌شود و نه در چنبره‌ی صفاتِ متضادِ موجودات گرفتار می‌ماند، بلکه در سایه‌ی استغنا و شجاعتِ باطنی، به آرامشی پایدار دست یافته است.

معنای روان

بیگاه شده است لیک مر سیران را سیری نبود بجز که ادبیران را

زمانه به پایان رسیده است اما برای کسانی که از حقیقت سیراب و سرشار شده‌اند، این پایان اهمیت یا معنایی ندارد؛ در حقیقت، تنها کسانی که از مسیرِ کمال روی برتافته و درگیرِ امورِ ظاهری‌اند، به دنبالِ سیرابی‌های کاذبِ دنیوی هستند.

نکته ادبی: واژه «مر» در آغازِ «مر سیران را» نشانه‌ی تأکید و اختصاص است که در متون کهن برای مفعول یا متمم به کار می‌رفته است. «ادبیران» به معنای پشت‌کنندگان و کسانی است که از حقیقت روی گردانده‌اند.

چه روز و چه شب چه صبح دلیران را چه گرگ و چه میش و بره مر شیران را

برای انسان‌های دلیری که به مرتبه‌ای والا دست یافته‌اند، گذشتِ روز و شب و صبح تفاوتی ندارد و آن‌ها را درگیر نمی‌کند؛ درست همان‌طور که برای شیران، تفاوت میان گرگ و میش و بره بی‌معناست، زیرا آن‌ها از قضاوت‌های سطحی و نگاهِ دوگانه به موجودات فراتر رفته‌اند.

نکته ادبی: تکرار واژه‌ی «چه» در ابتدای مصراع‌ها، آرایه‌ی تکرار را پدید آورده که بر بی‌تفاوت بودنِ عارف نسبت به تغییراتِ زمانی و تضادهای محیطی تأکید دارد. «دلیران» و «شیران» استعاره از سالکانِ راهِ حق هستند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (تقابل) گرگ و میش و بره

استفاده از موجودات متضاد در طبیعت برای بیانِ این نکته که برای عارف، تفاوت‌های ظاهریِ دنیوی بی‌اهمیت است.

استعاره شیران

شیر نمادِ شجاعت و قدرت است که در اینجا برای عارفانِ واصل و سالکانِ حق به کار رفته است.

تکرار چه

تکرارِ این واژه در ابتدای ابیات، برای تأکید بر یکسانیِ امور در دیدگاهِ انسانِ آزاده و رهایی از بندِ قضاوت‌های زمانی و مکانی است.