دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۹

مولوی
ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما مستی گردد که روز بیند شب ما
ای آنکه گریخت از در مذهب ما گوشش بکشد فراق تا ملهب ما

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف حال و هوای سلوک عرفانی و نتایج بهره‌گیری از سرچشمه معرفتِ شاعر می‌پردازد. شاعر معتقد است که هر کس از آبشخورِ حقیقتِ او بنوشد، به مقامی از مستیِ معنوی می‌رسد که درک و بینش او نسبت به جهان دگرگون می‌شود و حقایقِ پنهان را چنان می‌بیند که گویی روز روشن در نظرش تاریک می‌آید. در مقابل، کسی که از این راه و مسلک روی برتابد، به دردِ هجران مبتلا می‌شود و این دوری، او را چنان در سوز و گداز گرفتار می‌کند که سرانجام ناگزیر به بازگشت به سوی کانون معرفت خواهد شد.

معنای روان

ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما مستی گردد که روز بیند شب ما

ای کسی که از جام حقیقت و معرفت ما نوشیده‌ای، بدان که چنان مستیِ عمیقی تو را فرا می‌گیرد که در عینِ روزِ روشن نیز، جهان برایت همچون شبِ تاریک و پُر رمز و راز جلوه می‌کند.

نکته ادبی: شربت و مشرب استعاره از شرابِ معرفت و آبشخورِ اندیشه است. دیدن شب در روز، کنایه از دگرگونیِ نگاهِ سالک و عبور از ظواهرِ دنیوی به سوی حقایقِ باطنی است.

ای آنکه گریخت از در مذهب ما گوشش بکشد فراق تا ملهب ما

ای آن که از آیین و راه و روش ما گریختی و روی گرداندی، بدان که رنجِ دوری از ما، همچون عاملی بیرونی گوشِ تو را خواهد گرفت و تو را با شتاب به سوی جایگاهِ سوز و گداز و کانونِ عشقِ ما بازمی‌گرداند.

نکته ادبی: ملهب از ریشه لَهَب به معنای شعله‌ور شدن است و در اینجا به معنای جایگاهِ آتشِ عشق و مقامِ سوز و گداز است. استعاره مکنیه از فراق به عنوانِ کسی که گوشِ گریزان را می‌کشد، به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شربت از مشرب ما

نوشیدن از مشرب استعاره از بهره‌مند شدن از دانش و معرفتِ خاصِ شاعر است.

کنایه و تشخیص گوشش بکشد فراق

فراق (جدایی) به انسانی تشبیه شده که گوشِ شخصِ گریزان را برای تنبیه و بازگرداندن می‌کشد.

تضاد روز و شب

تضاد میان روز و شب برای نشان دادن دگرگونی احوالِ سالک و تفاوتِ نگرشِ او با مردمِ عادی.