دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۸

مولوی
این روزه چو غربال به بیزد جان را پیدا آرد قراضهٔ پنهان را
جانی که کند خیره مه تابان را بی پرده شود نور دهد کیوان را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به کارکرد معنوی و تطهیرکننده روزه در عالم جان می‌پردازند و آن را همچون غربالی توصیف می‌کنند که ناخالصی‌های باطنی را از گوهرِ جان جدا می‌سازد.

در این نگاه، روزه فرصتی است تا انسان حجاب‌های ضخیمِ خودخواهی را کنار بزند و با رسیدن به شفافیتِ روحانی، به چنان جایگاهی دست یابد که نورِ حقیقت از وجودش به کائنات بتابد.

معنای روان

این روزه چو غربال به بیزد جان را پیدا آرد قراضهٔ پنهان را

روزه همانند الکی است که روح انسان را غربال می‌کند و ناخالصی‌ها و زشتی‌های نهانِ وجود را که همچون قراضه‌های بی‌ارزش هستند، برملا می‌سازد.

نکته ادبی: واژه بیزد از مصدر بیختن به معنای الک کردن و پالایش است و قراضه در اینجا استعاره از صفات رذیله است.

جانی که کند خیره مه تابان را بی پرده شود نور دهد کیوان را

وقتی جان آدمی بر اثر تزکیه چنان درخششی یابد که ماهِ تابان در برابر عظمت آن حیران بماند، پرده‌ها از مقابل دیدگانش کنار می‌رود و او خود منشأ نور برای بلندمرتبه‌ترین کواکب، یعنی کیوان می‌شود.

نکته ادبی: در نجوم کهن، کیوان دورترین و بلندمرتبه‌ترین سیاره محسوب می‌شد که در اینجا کنایه از رسیدن به مقام عالی معنوی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه این روزه چو غربال

تشبیه روزه به غربال برای نشان دادن خاصیت پالایشگری و جدا کردن ناپاکی‌ها از جان.

استعاره قراضه

استفاده از واژه قراضه (خرده‌فلز بی‌ارزش) برای نشان دادن ماهیتِ ناچیز و پلیدِ گناهان و هوای نفس.

اغراق کند خیره مه تابان را

بزرگ‌نمایی در عظمتِ نورِ جانِ تصفیه‌شده که حتی ماه در برابرش خیره می‌ماند.