دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۰
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات به نکوهش غفلتِ آدمی در معاملهی نقدِ عمر و ایمان با متاعِ بیارزشِ دنیوی میپردازد. شاعر با لحنی اندرزگونه، انسان را از تباه کردن گوهرِ گرانبهای اعتقاد و معنویت بر سرِ خواستههای ناچیز برحذر میدارد و بر این نکته تأکید میکند که بهایی که انسان برای دستاوردهای حقیر میپردازد، گاه بسیار گزاف و جبرانناپذیر است.
در بخش دوم، با بهرهگیری از تمثیل تاریخی، سرنوشتِ کسانی که از حقیقت و راهنماییِ اولیای الهی رویگرداناند، به تصویر کشیده میشود. این ابیات یادآور میشود که تکبر در برابر حقیقت، نه تنها مایه تعالی نیست، بلکه سرانجام به ذلت و نابودی، حتی به دستِ ناچیزترین عوامل (مانند پشه در داستان نمرود)، میانجامد.
معنای روان
ای کسی که گوهر گرانبهای ایمان را ارزان فروختی و در ازای آن، قلب و جان خود را که معدنی از ارزشها بود، به بهایی بسیار ناچیز (به اندازه یک دانه جو) معامله کردی.
نکته ادبی: واژه 'بنان' در متن به معنای انگشتان است اما در اینجا با توجه به ساختار و قرائن، احتمالا کنایه از 'به نان دادن' یا صرف کردنِ عمر و ایمان برای نیازهای حقیر جسمانی است.
نمرود هنگامی که از تسلیم شدن در برابرِ حقیقت که توسط خلیلالله (ابراهیم) ارائه شد سر باز زد و دل به او نسپرد، سرانجام گرفتارِ پشهای شد و ناگزیر، جان خویش را بر سر این لجاجت و غرور از دست داد.
نکته ادبی: استفاده از 'خلیل' اشاره به لقب حضرت ابراهیم است و 'لاجرم' به معنای ناچار و از روی ضرورت است که در اینجا نتیجه قهری و حتمیِ دوری از حقیقت را نشان میدهد.
آرایههای ادبی
اشاره به داستان تاریخی و قرآنیِ تقابل نمرود و حضرت ابراهیم و سرانجامِ عبرتانگیزِ نمرود.
ایمان به جواهری گرانبها تشبیه شده که از دست دادن آن خسارتی بزرگ است.
تقابل میان ارزشِ ذاتیِ ایمان و پستیِ دنیوی که برای آن معاوضه شده است.