دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷

مولوی
از آتش عشق در جهان گرمیها وز شیر جفاش در وفا نرمیها
زانماه که خورشید از او شرمنده ست بی شرم بود مرد چه بی شرمیها

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین تضادهای درونی در قلمرو عشق می‌پردازند. شاعر نشان می‌دهد که چگونه شور و حرارتِ عشق، سراسر هستی را گرما می‌بخشد و در عین حال، عاشقان را در برابر جفایِ سهمگین معشوق، به صبوری و نرم‌خویی وامی‌دارد.

در ادامه، بر شکوهِ جمال معشوق تأکید می‌شود که خورشید را در برابرِ آن، ناچیز و شرمنده می‌سازد. این اوج زیبایی، چنان عاشقان را واله و شیدا می‌کند که قیود و شرمِ ظاهری را کنار می‌نهند و با جسارتی بی‌پروا، خود را وقف این عشق می‌سازند.

معنای روان

از آتش عشق در جهان گرمیها وز شیر جفاش در وفا نرمیها

از گرمای آتشِ عشق، سراسر جهان شور و حرارت یافته است؛ و در مقابلِ جفایِ تند و خشنِ معشوق که مانند شیری درنده است، عاشقان با بردباری و نرم‌خویی واکنش نشان می‌دهند.

نکته ادبی: ترکیب «شیر جفا» استعاره‌ای از شدت و تندی بی‌مهری معشوق است که همچون درندگی شیر، سهمگین است.

زانماه که خورشید از او شرمنده ست بی شرم بود مرد چه بی شرمیها

به واسطه‌ی آن معشوقی که ماهِ تابان است و خورشید در برابر زیبایی‌اش احساس شرمندگی می‌کند، عاشق تمامی شرم و حیا را کنار گذاشته است؛ چه بی‌پروا و جسورانه گام در راه عشق می‌نهد.

نکته ادبی: «ماه» استعاره از معشوق است و «بی‌شرم» در اینجا نه به معنای مذموم، بلکه به معنای جسارت در عاشقی و نادیده گرفتنِ قیودِ مرسوم برای رسیدن به مقصود است.

آرایه‌های ادبی

تضاد گرمی و نرمی

تقابل میان گرمای آتش عشق و نرمیِ رفتاری عاشق در برابر تندیِ معشوق برای نشان دادن پویایی عشق.

استعاره آتش عشق

تشبیه عشق به آتش که هم سوزاننده و شورانگیز است و هم به جان‌ها گرما می‌بخشد.

مراعات نظیر ماه و خورشید

قرینه‌سازی دو نماد آسمانی برای تأکید بر برتری زیبایی معشوق بر تمام انوار هستی.

اغراق خورشید از او شرمنده است

بزرگ‌نمایی زیبایی معشوق تا حدی که خورشید را در برابر او سرافکنده می‌کند.