دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۸۸۰

مولوی
صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود وان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد
وان چشم کو چو برق همی سوخت خلق را در نوحه اوفتاد و به گریه سحاب شد
وان دل که صد هزار دل از وی کباب بود در آتش خدای کنون او کباب شد
ای شاد آن کسی که از این عبرتی گرفت او را از این سیاست شه فتح باب شد
چون روز گشت و دید که او شب چه کرده بود سودش نداشت سخره صد اضطراب شد
چون بخت روسپید شب اندر دعا گذار زیرا دعای نوح به شب مستجاب شد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات تصویری تکان‌دهنده از سرنوشتِ محتومِ ستمگران و عاقبتِ تلخِ تعدی و بیداد را به تصویر می‌کشند. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیمِ اخلاقی و استعاره‌های روشن، نشان می‌دهد که چگونه قدرت و شکوهِ ظالمان، به دلیلِ فساد و دوری از مسیرِ حقیقت، به ویرانی و نابودی بدل می‌گردد و غرورِ پوشالی‌شان در برابر قانونِ عدلِ الهی درهم می‌شکند.

در پایان، فضای حزن‌آلود و ویرانگرِ اثر، به نصیحتی مشفقانه تغییر جهت می‌دهد. شاعر با دعوت به عبرت‌گیری، مخاطب را به هوشیاری و پناه بردن به دعا و تضرع در دلِ شب فرا می‌خواند تا همچون نوح که در تاریکیِ شب دعایش به اجابت رسید، رستگاری نصیبش شود و از تیرگیِ سرنوشتِ ظالمان در امان بماند.

معنی و تفسیر

صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد

صدها کشور و قلمرو به خاطر ستمگری و زیاده‌خواهی حاکمان ویران شد و صدها دریا از شکوه و جلالِ حکومت‌ها به دلیل دست‌درازی و زورگویی، همچون سرابی ناپدید و بی‌حاصل گشت.

نکته ادبی: تعدی به معنای ستم و تطاول به معنای دست‌درازی و زورگویی است که هر دو از مفاهیمِ ناپسند اخلاقی در ادبیات کهن هستند.

صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد

تلاش‌های بیهوده و برج‌های غرور و بخل‌ورزیِ این افراد فرو ریخت و در گودالِ نابودی افتاد؛ آن بخت و اقبالی هم که نیمه‌جان بود، به کلی از بین رفت و به خوابِ ابدی فرورفت.

نکته ادبی: خندق استعاره از گودالِ نیستی و فنا است که نشان‌دهنده سقوطِ نهاییِ ظالم است.

آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود وان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد

آن راهِ راستین و مسیرِ هدایتِ الهی برای آن گروهِ ستمگر مسدود گشته بود و نورِ حقیقت و ماهِ تابناکِ دانش‌شان در اثرِ تیرگیِ ظلم و گناه، در پشتِ پرده‌ای از تاریکی پنهان ماند.

نکته ادبی: زنگ در اینجا کنایه از آلودگی و تیرگیِ حاصل از گناه است که مانعِ دیدنِ حقیقت می‌شود.

وان چشم کو چو برق همی سوخت خلق را در نوحه اوفتاد و به گریه سحاب شد

آن چشمی که همچون برق، آتشِ خشم و وحشت به جانِ مردم می‌انداخت و آنان را می‌سوزاند، اکنون به سوگواری نشسته و همچون ابرِ باران‌زا به گریه و زاری افتاده است.

نکته ادبی: تشبیه به برق برای نشان دادنِ سرعت و شدتِ ویرانگریِ خشم ظالم به کار رفته است.

وان دل که صد هزار دل از وی کباب بود در آتش خدای کنون او کباب شد

آن دلی که با ستمگری، دل‌های صد هزار نفر را سوزانده و کباب کرده بود، اکنون خودش در آتشِ انتقام و پشیمانیِ الهی گرفتار شده و به سزای عملش رسیده است.

نکته ادبی: کباب شدنِ دلِ ظالم، کنایه از چشیدنِ همان رنجی است که به دیگران روا داشته بود.

ای شاد آن کسی که از این عبرتی گرفت او را از این سیاست شه فتح باب شد

خوشا به حال کسی که از این سرنوشت عبرت بگیرد و درس بیاموزد؛ برای چنین کسی، این مشاهده‌یِ عاقبتِ ظالمان، همچون کلیدی است که درهای موفقیت و خیر را به سویش می‌گشاید.

نکته ادبی: سیاست در اینجا نه به معنای سیاسیِ امروزی، بلکه به معنای کیفر و مجازاتِ الهی است.

چون روز گشت و دید که او شب چه کرده بود سودش نداشت سخره صد اضطراب شد

هنگامی که صبح شد و حقیقتِ آنچه را که در تاریکی شب مرتکب شده بود دید، دیگر هیچ‌چیز به کارش نیامد و آن فریبکاری‌ها و کارهای بیهوده، تنها باعثِ نگرانی و پریشانیِ صدچندان او شد.

نکته ادبی: سُخره در اینجا به معنای کارِ بیهوده و تمسخر‌آمیز است که نتیجه‌ای جز پشیمانی ندارد.

چون بخت روسپید شب اندر دعا گذار زیرا دعای نوح به شب مستجاب شد

بنابراین تو که بخت و اقبالی روشن و پاک داری، شب‌هنگام به دعا و نیایش روی آور؛ چرا که دعای حضرت نوح نیز در دلِ شب مستجاب شد و به اجابت رسید.

نکته ادبی: روسپید کنایه از داشتنِ وجدانِ آسوده و عزت است که با شب‌زنده‌داریِ عارفانه قرین شده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون برق

مانند کردنِ چشم ظالم به برق برای نشان دادنِ شدتِ آسیب‌رسانی و ویرانگریِ خشم او.

کنایه به خواب شد

کنایه از مرگ، نابودیِ کامل بخت و اقبال و از دست رفتنِ فرصت‌ها.

مراعات نظیر مصر، بحر، برج، خندق

استفاده از واژگانی که در یک حوزه معناییِ ساختمانی و جغرافیایی قرار دارند و پیوستگیِ معنایی ایجاد کرده‌اند.

تضاد روز و شب

مقابله‌ی میانِ اعمالِ تاریکِ شبانه و رسواییِ آشکار در روشناییِ روز که نشان‌دهنده برملا شدنِ حقیقت است.