دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۸۷۷

مولوی
امسال بلبلان چه خبرها همی دهند یا رب به طوطیان چه شکرها همی دهند
در باغ ها درآی تو امسال و درنگر کان شاخه های خشک چه برها همی دهند
مقراض در میان نه و خلعت همی برند وان را که تاج رفت کمرها همی دهند
بی منت کسی همه بر نقره می زنند بی زحمت مصادره زرها همی دهند
هر دل که تشنه ست به دریا همی برند وان را که گوهرست گهرها همی دهند
این تحفه دیده اند که عشاق روزگار تا برشمار موی تو سرها همی دهند
این نور دیده اند که دیوانگان راه سودا همی خرند و هنرها همی دهند

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این شعر فضایی سرشار از امید، نوزایی و بازگشتِ برکت به جامعه را ترسیم می‌کند. شاعر با نگاهی نمادین، از یک سو به دگرگونی طبیعت در فصل بهار و شکوفایی دوباره شاخه‌های خشک اشاره دارد و از سوی دیگر، وضعیت اجتماعی و سیاسی زمانه را توصیف می‌کند که در آن، دورانِ ستم، تنگی و مصادره اموال پایان یافته و جای خود را به دورانی از بخشندگی، حمایت از شایستگان و فراوانی نعمت داده است.

در بخش‌های پایانی، نگاه شاعر از محیط پیرامون به سوی احوال درونی عاشقان تغییر جهت می‌دهد. او فداکاری و ایثار در راه عشق را به عنوان ارزشمندترین کالا معرفی کرده و به این حقیقت اشاره دارد که دیوانگانِ طریقِ عشق، با خریدارِ غمِ جان‌گدازِ معشوق شدن، به کمال و هنری والا دست می‌یابند که فراتر از داد و ستدهای مادی است.

معنی و تفسیر

امسال بلبلان چه خبرها همی دهند یا رب به طوطیان چه شکرها همی دهند

امسال بلبلان چه پیام‌های خوشی می‌آورند و پروردگارا، برای طوطیان (سخن‌گویان و اهل ذوق) چه شکر و نعمت‌هایی تدارک دیده شده است!

نکته ادبی: واژه همی در اینجا نشانه استمرار و تداوم است. طوطی استعاره از اهل سخن و کلام است.

در باغ ها درآی تو امسال و درنگر کان شاخه های خشک چه برها همی دهند

امسال به باغ‌ها برو و با دقت نگاه کن که چگونه حتی شاخه‌های خشکیده و بی‌ثمر، میوه‌های فراوان به بار آورده‌اند.

نکته ادبی: درنگر فعل امر است به معنای دقیق نگریستن. بر به معنای میوه و ثمر است.

مقراض در میان نه و خلعت همی برند وان را که تاج رفت کمرها همی دهند

دیگر دوران قیچی کردن و بریدن (ظلم و تنگنا) به سر آمده و هنگام خلعت بخشیدن رسیده است؛ به کسی که شکوه و قدرتش را از دست داده بود، دوباره اعتبار و جایگاه می‌بخشند.

نکته ادبی: مقراض استعاره از ظلم و محدودیت است. کمر بستن کنایه از احیای قدرت و عزت است.

بی منت کسی همه بر نقره می زنند بی زحمت مصادره زرها همی دهند

بدون اینکه کسی منت بگذارد، همگان در حال داد و ستد و ثروت‌افزایی هستند و بدون هیچ هراسی از زورگویی و مصادره اموال، به یکدیگر مال و زر می‌بخشند.

نکته ادبی: مصادره اشاره به ضبط اموال به ناحق توسط حاکمان در ادوار گذشته دارد.

هر دل که تشنه ست به دریا همی برند وان را که گوهرست گهرها همی دهند

هر دلی که تشنه‌ی حقیقت است را به سوی دریای معرفت هدایت می‌کنند و به کسانی که گوهرِ وجودی دارند، گوهرهای گران‌بها (الطاف و معارف) می‌بخشند.

نکته ادبی: دریا استعاره از معرفت مطلق و گوهر استعاره از استعداد و ارزش وجودی است.

این تحفه دیده اند که عشاق روزگار تا برشمار موی تو سرها همی دهند

این نعمتی بزرگ است که عاشقانِ زمانه، حاضرند به اندازه‌ی تک‌تک موهای تو، جان و سر خود را در راهت فدا کنند.

نکته ادبی: سر دادن کنایه از ایثار جان و از خودگذشتگی است.

این نور دیده اند که دیوانگان راه سودا همی خرند و هنرها همی دهند

این نورِ بصیرت است که دیوانگانِ راهِ عشق، غم و سودای جان‌گداز را با جان می‌خرند و در برابرش، هنر و کمالِ خویش را نثار می‌کنند.

نکته ادبی: سودا به معنی شور و عشق است. هنر در متون کلاسیک به معنای کمال، فضیلت و دانش است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاخه های خشک

اشاره به وضعیت جامعه یا افرادی که در دوره پیشین دچار انزوا و شکست شده بودند.

کنایه سر دادن

کنایه از جان‌فشانی و فدا کردن جان در راه معشوق.

تضاد شاخه‌های خشک و برها

تقابل میان خشکی و بی ثمر بودن با باروری و نعمت که نمادِ دگرگونی اوضاع است.

مراعات نظیر دریا و گوهر

تناسب میان دریای معرفت و گوهرهای گران‌بها برای تأکید بر بخششِ معنوی.