دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۸۶۶

مولوی
چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد در چشم های مست تو نقاش چون نهاد
چشم تو برگشاید هر دم هزار چشم زیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد
وان جمله چشم ها شده حیران چشم او کان چشمشان بصارت نو از چه راه داد
گفتم به آسمان که چنین ماه دیده ای سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد
اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این شعر ستایشی است از زیبایی و قدرتِ دگرگون‌کننده‌ی نگاه معشوق که همچون نیرویی الهی، چشم جانِ عاشق را به روی حقایق هستی می‌گشاید. شاعر بر این باور است که زیبایی چشمان معشوق از جانب پروردگار چنان آفریده شده که توانایی زنده کردن و بصیرت‌بخشی به دیدگانِ حیرت‌زده را دارد.

در ادامه، شاعر با طرح سؤالی از آسمان، بر یگانگی و بی‌همتایی معشوق تأکید می‌کند و سرانجام توصیه می‌کند که برای رسیدن به مقام یگانگی و وصال، باید از قیل و قالِ سخن دست شست و به سکوت و مشاهده‌یِ باطنی روی آورد.

معنی و تفسیر

چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد در چشم های مست تو نقاش چون نهاد

خداوندِ نقاش (خالق)، چقدر شیرینی، لذت، مستی و گشایش را در چشمان مست تو به ودیعه نهاده است.

نکته ادبی: نقاش استعاره از خداوند است که آفریننده زیبایی‌هاست. گشاد در اینجا به معنای رهایی، گشایش کار و فراخی روح است.

چشم تو برگشاید هر دم هزار چشم زیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد

چشمان تو در هر لحظه هزاران چشم (بصیرت و بینش) را به سوی حقیقت می‌گشاید؛ چرا که خداوند، همچون معجزه‌ی مسیح، قدرتِ حیات‌بخشی به نگاه تو عطا کرده است.

نکته ادبی: مسیح‌وار اشاره به داستان قرآنی و انجیلیِ زنده کردن مردگان و بینایی بخشیدن به کوران توسط حضرت عیسی دارد.

وان جمله چشم ها شده حیران چشم او کان چشمشان بصارت نو از چه راه داد

و تمام آن چشمانِ تازه بینا شده، در برابر نگاه او (معشوق) حیران و شگفت‌زده‌اند؛ زیرا در حیرت‌اند که او چگونه این بینایی و بصیرتِ نوظهور را به آن‌ها بخشیده است.

نکته ادبی: بصارت به معنای بیناییِ باطنی و آگاهی است که از مشاهده‌ی حق حاصل می‌شود.

گفتم به آسمان که چنین ماه دیده ای سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد

به آسمان گفتم آیا تا به حال چنین ماهِ زیبایی را دیده‌ای؟ آسمان سوگند خورد و پاسخ داد که هیچ خاطره‌ای از دیدن کسی به زیبایی او ندارم.

نکته ادبی: ماه استعاره از معشوق است. سوگند خوردن آسمان، تشخیص (جان‌بخشی به اشیاء) است که بر بی‌همتایی معشوق تأکید می‌کند.

اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد

حالا دیگر لب‌هایت را ببند و به جای سخن گفتن، آن چشمِ درون را بگشا؛ اگر واقعاً در پی رسیدن به مقام یگانگی و وصال هستی، دیگر کلام را رها کن.

نکته ادبی: اتحاد به معنای فنا شدن عاشق در معشوق و رسیدن به یگانگی با محبوب است که با سکوت و مشاهده حاصل می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تلمیح مسیح وار

اشاره به معجزه عیسی مسیح برای جان‌بخشی و شفا دادن.

تشخیص سوگند خوردن آسمان

نسبت دادن عملِ انسانیِ سوگند به آسمان برای تأکید بر بی‌همتایی معشوق.

استعاره نقاش

اشاره کنایی به خداوندِ آفریننده و خلاقِ زیبایی‌ها.

ایهام چشم

در معانیِ نگاهِ ظاهری، بینشِ باطنی و آگاهیِ عرفانی به کار رفته است.