دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۸۴۷

مولوی
پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند از پاک می پذیرد در خاک می رساند
در عشق بی قرارش بنمودنست کارش از عرش می ستاند بر فرش می فشاند
باری نبود آگه زین سو که می رساند ای کاش آگهستی زان سو که می ستاند
خاک از نثار جان ها تابان شده چو کان ها کو خاک را زبان ها تا نکته ای جهاند
تا دم زند ز بیشه زان بیشه همیشه کان بیشه جان ما را پنهان چه می چراند
این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو ای آه را پناه او ما را که می کشاند
شیری که خویش ما را جز شیر خویش ندهد شیری که خویش ما را از خویش می رهاند
آن شیر خویش بر ما جلوه کند چو آهو ما را به این فریب او تا بیشه می دواند
چون فاتحه دهدمان گاهی فتوح و گه گه گر فاتحه شویم او از ناز برنخواند

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اثر با زبانی نمادین و عرفانی به بررسی چرخه حیات و پیوند میان روح انسان و حقیقت مطلق می‌پردازد. روح در این نگاه، همچون پیمانه‌ای میان آسمان و زمین در نوسان است که مدام از فیوضات الهی پُر و به عالم خاک بازگردانده می‌شود؛ فرآیندی که در آن، تقابل‌های وجودی مانند پلنگ و آهو در برابر عظمت هستی به وحدت می‌رسند.

شاعر در این مسیر، نقش الهی را به هیئت شیری ترسیم می‌کند که همزمان هم پناه است و هم رهایی‌بخش و گاه برای جذب سالک، خود را در کسوت آهویی دلربا جلوه می‌دهد. هدف نهایی این رهسپاری، گذار از خودبینی و رسیدن به آگاهی از منشأ حقیقی هستی است که در آن، گاهِ فتوحِ معنوی، نیازمند فروتنی و دوری از غرورِ نفسانی است.

معنی و تفسیر

پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند از پاک می پذیرد در خاک می رساند

جانِ ما همانند پیمانه‌ای است که حقیقتِ خود را نمی‌شناسد؛ این پیمانه از جانب حق، فیض و هستی می‌پذیرد و سرانجام آن را به عالم خاک (جهان مادی) بازمی‌گرداند.

نکته ادبی: پیمانه در ادبیات عرفانی نماد ظرفیت وجودی انسان برای دریافت انوار الهی است.

در عشق بی قرارش بنمودنست کارش از عرش می ستاند بر فرش می فشاند

کارِ خداوند در عشق، ناآرام کردنِ عاشق است؛ او از عالم بالا (عرش) فیض می‌ستاند و آن را در عالم پایین (فرش) به جریان می‌اندازد تا جنبش و تکاپو ایجاد کند.

نکته ادبی: تقابل عرش و فرش برای نشان دادن تضاد میان عالم ملکوت و عالم ناسوت به کار رفته است.

باری نبود آگه زین سو که می رساند ای کاش آگهستی زان سو که می ستاند

انسان از این سو که خداوند نعمت‌ها را به او می‌رساند، غافل است؛ ای کاش انسان به آن منشأ و حقیقتی که از آن، این فیض‌ها گرفته می‌شود، آگاه بود.

نکته ادبی: استفاده از عبارت زان سو و زین سو برای تبیین جهانِ غیب و شهود.

خاک از نثار جان ها تابان شده چو کان ها کو خاک را زبان ها تا نکته ای جهاند

خاک زمین به دلیل دفن شدنِ جان‌های پاک و عاشق، همچون معدنی ارزشمند درخشان شده است؛ ای کاش خاک زبان می‌داشت تا اسرار این جان‌ها را بازگو می‌کرد.

نکته ادبی: تشبیه جان‌ها به کان (معدن) اشاره به ارزشمندیِ گوهر وجودی انسان است.

تا دم زند ز بیشه زان بیشه همیشه کان بیشه جان ما را پنهان چه می چراند

تا زمانی که جان از بیشه‌زارِ حقیقت دم می‌زند، آن بیشه (منبع اصلی هستی) همواره جان ما را به شیوه‌های نهانی و مرموز پرورش می‌دهد و به پیش می‌برد.

نکته ادبی: بیشه در اینجا نماد عالم غیب و خاستگاه جان است.

این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو ای آه را پناه او ما را که می کشاند

در این دنیا، موجودات قوی و ضعیف (پلنگ و آهو) همگی با فریاد و نیاز به سوی او (خداوند) می‌خوانند؛ ای پناهِ بی‌گناهان، چه کسی ما را به سوی تو می‌کشاند؟

نکته ادبی: یا هو از اصطلاحات عرفانی برای خطاب قرار دادن ذات حق است.

شیری که خویش ما را جز شیر خویش ندهد شیری که خویش ما را از خویش می رهاند

خداوند که همچون شیری قدرتمند است، به ما جز از جنسِ خود (عشق و معرفت) نمی‌بخشد و همین شیر (خداوند) است که ما را از بندِ خودخواهی‌هایمان می‌رهاند.

نکته ادبی: تکرار واژه شیر با دو معنای متفاوت (قدرتِ حق و ذاتِ حقیقت) ایهام زیبایی دارد.

آن شیر خویش بر ما جلوه کند چو آهو ما را به این فریب او تا بیشه می دواند

آن شیرِ حقیقت، خود را در برابر ما به شکل آهویی زیبا و فریبا جلوه می‌دهد تا با این ترفند، ما را شیفته کرده و به سوی بیشه‌زارِ (منزلگاه) اصلی بکشاند.

نکته ادبی: شکارچیِ الهی برای کشاندنِ جان به سوی خود، نقابِ محبوب را بر چهره می‌زند.

چون فاتحه دهدمان گاهی فتوح و گه گه گر فاتحه شویم او از ناز برنخواند

گاه خداوند به ما پیروزی و گشایش می‌دهد؛ اما اگر مغرور شویم و گمان کنیم این فتوح از آنِ ماست، او دیگر آن فاتحه (گشایش) را برای ما نمی‌خواند و لطفش را دریغ می‌کند.

نکته ادبی: فاتحه در اینجا ایهام به معنای شروع کردن و نیز تلاوت قرآن دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره پیمانه

تشبیه جانِ انسان به ظرف یا پیمانه‌ای که محلِ دریافتِ فیضِ الهی است.

تضاد (طباق) عرش و فرش

تقابل میان آسمان و زمین برای نشان دادن وسعتِ قلمروِ تأثیرگذاریِ الهی.

تشبیه و نماد شیر و آهو

شیر نماد قدرت و حقیقتِ مطلق، و آهو نمادِ جلوه‌ی محبوب و فریبای الهی برای جلب سالک است.

تکرار و ایهام فاتحه

به معنای گشایشِ کار و همچنین اشاره به ذکر و دعا؛ که در سیاقِ متن به معنایِ غرورِ پس از موفقیت آمده است.