دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۸۳۷

مولوی
هر کجا بوی خدا می آید خلق بین بی سر و پا می آید
زانک جان ها همه تشنه ست به وی تشنه را بانگ سقا می آید
شیرخوار کرمند و نگران تا که مادر ز کجا می آید
در فراقند و همه منتظرند کز کجا وصل و لقا می آید
از مسلمان و جهود و ترسا هر سحر بانگ دعا می آید
خنک آن هوش که در گوش دلش ز آسمان بانگ صلا می آید
گوش خود را ز جفا پاک کنید زانک بانگی ز سما می آید
گوش آلوده ننوشد آن بانگ هر سزایی به سزا می آید
چشم آلوده مکن از خد و خال کان شهنشاه بقا می آید
ور شد آلوده به اشکش می شوی زانک از آن اشک دوا می آید
کاروان شکر از مصر رسید شرفه گام و درا می آید
هین خمش کز پی باقی غزل شاه گوینده ما می آید

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزلِ عرفانی، تبیین‌گرِ کشش و عطشِ ذاتی روحِ انسان به سوی منبعِ لایزالِ الهی است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌های ملموس، نشان می‌دهد که چگونه تمام هستی در جست‌وجوی حقیقتی برتر است و اگر کسی طعم این رایحه‌ی معنوی را بچشد، بی‌اختیار و با تمام وجود به سوی آن می‌شتابد.

پیام اصلی متن، ضرورتِ تزکیه و تصفیه‌ی وجود از آلودگی‌های مادی است؛ چرا که دریافتِ ندای آسمانی و دیدنِ جلوه جمال الهی، تنها برای دلی ممکن است که از زنگارِ تعلقاتِ دنیوی پاک شده باشد. در واقع، این شعر دعوتی است به گوش‌سپردن به ندای درون و آماده‌سازی جان برای وصال به حقیقتِ ابدی.

معنی و تفسیر

هر کجا بوی خدا می آید خلق بین بی سر و پا می آید

هر کجا که رایحه‌ای از لطف و حضور خداوند به مشام می‌رسد، مردمِ مشتاق، بی‌تاب و بی‌قرار به سوی آن می‌دوند.

نکته ادبی: تعبیر 'بی‌سر و پا' کنایه از نهایتِ شتاب و از خودگذشتگی سالکان در راهِ حق است.

زانک جان ها همه تشنه ست به وی تشنه را بانگ سقا می آید

زیرا تمام جان‌ها تشنه‌ی رسیدن به او هستند و وقتی تشنه‌ای، صدای ساقی (آب‌رسان) را می‌شنود، به سوی او می‌رود.

نکته ادبی: 'سقا' در اینجا نمادِ راهنما یا خودِ پروردگار است که آبِ حیاتِ معرفت را به تشنگان می‌رساند.

شیرخوار کرمند و نگران تا که مادر ز کجا می آید

آدمیان مانند نوزادان شیرخواری هستند که چشم‌انتظار و نگرانِ آمدنِ مادر خویش‌اند.

نکته ادبی: تمثیل نوزاد و مادر، نشان‌دهنده‌ی نیازِ حیاتی و غریزیِ روح به سرچشمه‌ی هستی است.

در فراقند و همه منتظرند کز کجا وصل و لقا می آید

همه در فراق و دوری از اصل خویش به سر می‌برند و منتظرند که چه زمانی لحظه‌ی وصال و دیدار فرا می‌رسد.

نکته ادبی: واژه‌ی 'لقا' در متون عرفانی به معنای دیدار و رسیدن به خداوند است.

از مسلمان و جهود و ترسا هر سحر بانگ دعا می آید

از مسلمان و یهودی و مسیحی، هر سحرگاه صدای دعا و نیایش به سوی آسمان بلند می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به وحدتِ هدفِ تمامِ ادیان در جست‌وجوی حق‌تعالی است.

خنک آن هوش که در گوش دلش ز آسمان بانگ صلا می آید

خوشا به حالِ آن هوشیاری که در گوشِ جانش، دعوت و ندایی از عالم بالا می‌شنود.

نکته ادبی: 'صلا' به معنای دعوت و بانگِ زدن است که در اینجا دعوتِ الهی به شمار می‌رود.

گوش خود را ز جفا پاک کنید زانک بانگی ز سما می آید

گوش‌های خود را از زشتی‌ها و گناه پاک کنید، چرا که ندایی از عالم معنا و آسمان در حال فرود آمدن است.

نکته ادبی: 'جفا' در اینجا کنایه از معصیت و آلودگی‌های اخلاقی است که مانع شنیدنِ حق می‌شود.

گوش آلوده ننوشد آن بانگ هر سزایی به سزا می آید

گوشِ آلوده و ناپاک، توانایی شنیدن این ندای معنوی را ندارد؛ چرا که هر حقیقتی، ظرفیت و شرایطِ درکِ مخصوص به خود را می‌طلبد.

نکته ادبی: تأکید بر اصل تناسب که ادراک حقایق، نیازمندِ سنخیت و شایستگی است.

چشم آلوده مکن از خد و خال کان شهنشاه بقا می آید

چشمت را با دیدنِ زیبایی‌های ظاهری و دنیوی آلوده نکن، زیرا آن پادشاه جاودان (خداوند) در حالِ تجلی است.

نکته ادبی: 'شهنشاه بقا' استعاره‌ای فاخر برای خداوند است که هستی‌اش ابدی است.

ور شد آلوده به اشکش می شوی زانک از آن اشک دوا می آید

و اگر چشمت آلوده شد، آن را با اشکِ پشیمانی و توبه بشوی، زیرا این اشک، شفابخش و پاک‌کننده است.

نکته ادبی: اشاره به خاصیتِ تطهیرکنندگیِ اشکِ ندامت در سلوک عرفانی.

کاروان شکر از مصر رسید شرفه گام و درا می آید

کاروانِ معنویت و رحمت (شکر) از سرزمینِ دوردستِ حقیقت به مقصدِ جانِ ما رسیده است و صدای گام‌های اسب و زنگِ کاروان شنیده می‌شود.

نکته ادبی: 'مصر' کنایه از خاستگاهِ زیبایی و معنویت است و 'شرفه' صدای حرکت و لرزشِ وسایل است.

هین خمش کز پی باقی غزل شاه گوینده ما می آید

خاموش باش و سخن مگو، چرا که برای ادامه‌ی این غزل، پادشاه و حقیقتِ مطلق (خداوند) سخن‌گو است.

نکته ادبی: اشاره به سکوتِ سالک در برابرِ تجلیاتِ الهی و اینکه خداوند خود زبانِ گوینده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بوی خدا

رایحه‌ی حضور الهی که استشمامِ آن نشانه اتصال جان به حق است.

تشبیه شیرخوار کرمند و نگران

تمثیلِ وابستگیِ مطلقِ انسان به خداوند، همانند وابستگیِ نوزاد به مادر.

تلمیح مصر

اشاره به سرزمینِ شکوه و زیبایی که در ادبیات عرفانی مظهرِ رسیدنِ مژده و خیر است.

کنایه گوش خود را ز جفا پاک کنید

کنایه از توبه و دوری از گناه برای کسبِ شایستگیِ شنیدن ندای حق.