دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۸۳۰

مولوی
صاف جان ها سوی گردون می رود درد جان ها سوی هامون می رود
چشم دل بگشا و در جان ها نگر چون بیامد چون شد و چون می رود
جامه برکش چونک در راهی روی چون همه ره خاک با خون می رود
لاله خون آلود می روید ز خاک گر چه با دامان گلگون می رود
جان چو شد در زیر خاکم جا کنید خاک در خانه چو خاتون می رود
جان عرشی سوی عیسی می رود جان فرعونی به قارون می رود
سوی آن دل جان من پر می زند کو لطیف و شاد و موزون می رود
زانک آن جان دون حق چیزی نخواست وین دگر جان سوی مادون می رود

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده با نگاهی عمیق به هستی و مرگ، تقابل میان جان‌های آسمانی و جان‌های آلوده به دنیا را به تصویر می‌کشد. شاعر مخاطب را به بصیرت و باز کردن چشم دل فرا می‌خواند تا سرنوشت متفاوت این دو گونه جان را در مسیر بازگشت به اصل خویش دریابد.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی عرفانی و آمیخته با پند و اندرز است که در آن خاک نه به مثابه پایان، بلکه به عنوان بستری برای عروج یا سقوط نهایی تلقی می‌شود. شاعر با استفاده از تمثیل‌های دقیق، تفاوت غایی میان کسانی که به دنبال حقیقت‌اند و آنان که در بند مادیات و آرزوهای نفسانی مانده‌اند را تبیین می‌کند.

معنی و تفسیر

صاف جان ها سوی گردون می رود درد جان ها سوی هامون می رود

جان‌های پاک و پیراسته به سوی آسمان و عالم بالا پر می‌کشند، اما جان‌های آلوده و بیمار به سوی بیابان و عالم خاکی و مادی سقوط می‌کنند.

نکته ادبی: گردون استعاره از عالم ملکوت و هامون استعاره از عالم پست و مادی است.

چشم دل بگشا و در جان ها نگر چون بیامد چون شد و چون می رود

چشم باطن و بصیرت خود را باز کن و به حقیقت جان‌ها بنگر که از کجا آمده‌اند، چگونه زیسته‌اند و به چه سرانجامی رهسپارند.

نکته ادبی: نگر در اینجا به معنای نگریستن و تأمل کردن است که نشانه دعوت به عرفان عملی است.

جامه برکش چونک در راهی روی چون همه ره خاک با خون می رود

زمانی که قصد سفر در راه حقیقت و عرفان را داری، خود را آماده کن و تعلقات دنیوی را کنار بگذار، زیرا این مسیر پر از سختی، رنج و شهادت است.

نکته ادبی: جامه برکشیدن کنایه از آماده شدن و دست شستن از تعلقات دنیوی است.

لاله خون آلود می روید ز خاک گر چه با دامان گلگون می رود

زیبایی و طراوت (همچون لاله) از دل سختی‌ها و خون‌جگر خوردن‌های این خاک برمی‌خیزد، حتی اگر در ظاهر با دامنی سرخ و زیبا حرکت کند.

نکته ادبی: اشاره به این نکته که کمال و زیبایی نتیجه رنج‌های طولانی است.

جان چو شد در زیر خاکم جا کنید خاک در خانه چو خاتون می رود

زمانی که جانم از بدنم جدا شد، مرا در زیر خاک دفن کنید؛ چرا که خاک در خانه گور، همچون بانویی بزرگوار و صاحب‌خانه، جان مرا می‌پذیرد و آرام می‌کند.

نکته ادبی: خاتون استعاره از خاک است که در اینجا تشخص یافته و به منزله صاحب‌خانه عمل می‌کند.

جان عرشی سوی عیسی می رود جان فرعونی به قارون می رود

جان‌های آسمانی و الهی به سوی جایگاه عیسی (نماد روح‌بخشی و معنویت) عروج می‌کنند، اما جان‌های سرکش و دنیاطلب به سوی سرنوشت قارون (نماد ثروت دنیوی و فرورفتن در خاک) کشیده می‌شوند.

نکته ادبی: تضاد میان عیسی و قارون تمثیلی دقیق برای نشان دادن تقابل معنویت و مادی‌گرایی است.

سوی آن دل جان من پر می زند کو لطیف و شاد و موزون می رود

جان من به سوی آن قلب و مقصدی پرواز می‌کند که لطیف، شادمان و دارای توازنی الهی است.

نکته ادبی: موزون در اینجا به معنای هماهنگ با نظام هستی و عاری از هرگونه آشفتگی نفسانی است.

زانک آن جان دون حق چیزی نخواست وین دگر جان سوی مادون می رود

دلیل این دوری و نزدیکی‌ها این است که آن جان پست، چیزی از خداوند طلب نکرد و این جانِ دیگر، چون تعلقاتش دنیوی است، به سوی عالم پست (مادون) سقوط می‌کند.

نکته ادبی: مادون به معنای عالم پست و مادی است که در برابر علوی و الهی قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل صاف و درد، عرشی و فرعونی، عیسی و قارون

شاعر برای تبیین شکاف میان اهل معنا و اهل دنیا، از تقابل‌های دوگانه استفاده کرده است.

تشبیه خاک در خانه چو خاتون

خاک به زنی صاحب‌خانه و کریم تشبیه شده است که جان را پذیرا می‌شود.

استعاره گردون و هامون

گردون استعاره از ملکوت و سعادت، و هامون استعاره از تنزل و دوری از اصل است.