دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۷۹۲

مولوی
هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد هله پیوسته دل عشق ز تو شادان باد
غم پرستی که تو را بیند و شادی نکند همه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد
چونک سرزیر شود توبه کند بازآید نیک و بد نیک شود دولت تو سلطان باد
نور احمد نهلد گبر و جهودی به جهان سایه دولت او بر همگان تابان باد
گمرهان را ز بیابان همه در راه آرد مصطفی بر ره حق تا به ابد رهبان باد
آن خیال خوش او مشعله دل ها باد وان نمکدان خوشش بر زبر این خوان باد
کمترین ساغر بزم خوش او شد کوثر دل چون شیشه ما هم قدح ایشان باد
شمس تبریز تویی واقف اسرار رسول نام شیرین تو هر گمشده را درمان باد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل سرشار از شور و سرور، ستایش‌نامه‌ای است عارفانه که شاعر در آن ضمن آرزویِ بقایِ حیات و شادی برای مرشد و پیرِ خویش (شمس تبریزی)، او را در پیوند با انوارِ هدایت‌گر نبوی می‌بیند. فضای حاکم بر این سروده، فضایِ سرشار از امید، ایمان و اشتیاق به حضورِ معنویِ پیشواست.

شاعر در این ابیات، خیرخواهی و دعا برای پیر را با مفاهیم بلندِ عرفانی، نظیر نورِ حقیقت و فیضِ الهی پیوند می‌زند و معتقد است حضورِ روشن‌گرِ پیر می‌تواند غبارِ جهل و سرگردانی را از جانِ سالکان بزداید و آنان را به سرچشمه‌ی حیاتِ ابدی برساند.

معنی و تفسیر

هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد هله پیوسته دل عشق ز تو شادان باد

ای پیر و مرشد، همواره امیدوارم که وجودت پرطراوت و زنده بماند و لبت خندان باشد؛ باشد که پیوسته قلبِ عاشقِ تو از این شادمانی لبریز باشد.

نکته ادبی: سرت سبز بودن کنایه از سلامتی، شادابی و طول عمر است.

غم پرستی که تو را بیند و شادی نکند همه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد

آن فردِ افسرده‌دلی که جمالِ تو را می‌بیند و دلی شاد نمی‌یابد، سزاوار است که از تیره‌روزی و سرگردانی رنج ببرد.

نکته ادبی: سیه‌کاسه کنایه از فردی است که روزگارش تاریک است و بخت و اقبالی ندارد.

چونک سرزیر شود توبه کند بازآید نیک و بد نیک شود دولت تو سلطان باد

هرگاه آن فردِ افسرده به فروتنی (توبه) برسد و بازگردد، بدی‌هایش به نیکی مبدل می‌شود؛ امیدوارم دولت و پادشاهیِ معنوی تو بر همه چیز چیره و غالب باشد.

نکته ادبی: سر به زیر شدن استعاره از تواضع و بازگشت از راه خطا به سوی حقیقت است.

نور احمد نهلد گبر و جهودی به جهان سایه دولت او بر همگان تابان باد

نورِ وجودِ پیامبر (احمد) چنان تابناک است که جایی برای تاریکیِ کفر و جهل در جهان باقی نمی‌گذارد؛ باشد که سایه‌ی عنایت و بزرگیِ او بر سرِ همگان گسترده باشد.

نکته ادبی: احمد از نام‌های پیامبر اسلام است و در اینجا نمادِ هدایتِ الهی و خورشیدِ حقیقت است.

گمرهان را ز بیابان همه در راه آرد مصطفی بر ره حق تا به ابد رهبان باد

او گمگشتگانِ طریقِ حق را از بیابانِ جهل و سرگردانی نجات می‌دهد و به راهِ راست هدایت می‌کند؛ باشد که مصطفی تا ابد راهنمایِ پیروانِ راهِ حقیقت باشد.

نکته ادبی: مصطفی به معنای برگزیده، یکی دیگر از القاب پیامبر اسلام است که در اینجا بر نقش هدایتگری تأکید دارد.

آن خیال خوش او مشعله دل ها باد وان نمکدان خوشش بر زبر این خوان باد

امیدوارم آن تصویرِ دل‌انگیز و خیالِ خوشِ او، مشعلِ راهِ دل‌ها باشد و طعمِ خوشِ لطف و عنایتش، همواره بر سفرۀ جانِ ما برقرار باشد.

نکته ادبی: نمکدان کنایه از برکت، لطف و حلاوتِ سخن یا حضورِ معنوی است.

کمترین ساغر بزم خوش او شد کوثر دل چون شیشه ما هم قدح ایشان باد

کوچک‌ترین جامی که از بزمِ خوشِ او می‌نوشیم، گویی جرعه‌ای از آبِ کوثر است؛ باشد که دلِ شفافِ ما نیز ظرفی برای دریافتِ فیضِ او باشد.

نکته ادبی: کوثر نهری در بهشت و استعاره از فیضِ بی‌کران و پاداشِ معنوی است.

شمس تبریز تویی واقف اسرار رسول نام شیرین تو هر گمشده را درمان باد

ای شمس تبریزی، تو آن کسی هستی که از اسرارِ پیامبر آگاهی؛ باشد که نامِ دل‌نشینِ تو، دارویِ شفابخشِ هر انسانِ گمگشته‌ای باشد.

نکته ادبی: واقف اسرار رسول، مقامی عرفانی است که نشان‌دهنده‌ی پیوندِ باطنیِ پیر با حقیقتِ محمدی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سرت سبز باد

اشاره به سلامت، شادابی و طول عمر.

تلمیح احمد، مصطفی، کوثر

اشاره به اسامی پیامبر اسلام و یکی از حوض‌های بهشتی که بارِ معنایی مذهبی و عرفانی دارد.

استعاره نمکدان خوش

استعاره از لطف، حلاوت و برکتِ حضورِ معنوی.

تشبیه دل چون شیشه

تشبیه دلِ عارف به شیشه به دلیل شفافیت و قابلیتِ انعکاسِ انوارِ الهی.