دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۷۷۴

مولوی
به میان دل خیال مه دلگشا درآمد چو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمد
بت و بت پرست و مومن همه در سجود رفتند چو بدان جمال و خوبی بت خوش لقا درآمد
دل آهنم چو آتش چه خواست در منارش نه که آینه شود خوش چو در او صفا درآمد
به چه نوع شکر گویم که شکرستان شکرم ز در جفا برون شد ز در وفا درآمد
همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد
همه نقش ها برون شد همه بحر آبگون شد همه کبریا برون شد همه کبریا درآمد
همه خانه ها که آمد در آن به سوی دریا چو فزود موج دریا همه خانه ها درآمد
همه خانه ها یکی شد دو مبین به آب بنگر که جدا نیند اگر چه که جدا جدا درآمد
همه کوزه ها بیارید همه خنب ها بشویید که رسید آب حیوان و چنین سقا درآمد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده بازتابی عمیق از تجربه عرفانیِ تجلی معشوقِ ازلی در قلبِ عاشق است؛ تجربه‌ای که در آن، مرزهای میانِ 'من' و 'او' فرو می‌ریزد و هستیِ محدودِ انسانی در بی کرانگیِ دریای حقیقت غرق می‌شود. شاعر در این فضای روحانی، از گذارِ دشوارِ خویش از عالمِ کثرت و تیرگی به عالمِ وحدت و صفا سخن می‌گوید.

مفهومِ محوریِ این ابیات، فنای صفاتِ بشری و جایگزینی آن با اوصافِ الهی است. این اثر با بهره‌گیری از تمثیل‌هایی چون آب، دریا، کوزه و آینه، به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه حقیقتِ هستی، یگانه است و آنچه ما به عنوان تفاوت و جدایی می‌بینیم، تنها نقاب‌هایی بر چهره‌ی حقیقتِ واحد است.

معنی و تفسیر

به میان دل خیال مه دلگشا درآمد چو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمد

تصویرِ آن معشوقِ دل‌انگیز و ماهوش به درونِ قلبم راه یافت؛ عجب آنکه هیچ راه و دری برای ورودش نبود، پس شگفت‌زده‌ام که چگونه از جایی نامعلوم وارد شد.

نکته ادبی: خیالِ مَه: استعاره از معشوقی که زیبایی‌اش چون ماه، دلگشاست.

بت و بت پرست و مومن همه در سجود رفتند چو بدان جمال و خوبی بت خوش لقا درآمد

بت‌پرست و مؤمن و حتی خودِ بت، همگی در برابرِ آن زیباییِ خیره‌کننده به سجده افتادند؛ چرا که آن محبوبِ خوش‌چهره ظاهر شد.

نکته ادبی: اشاره به قدرتِ فراگیرِ زیباییِ الهی که تمام عقاید و باورها را به کرنش وامی‌دارد.

دل آهنم چو آتش چه خواست در منارش نه که آینه شود خوش چو در او صفا درآمد

دلم که چون آهن سخت و تیره بود، وقتی در کوره‌ی عشق گداخت و صیقل یافت، تبدیل به آینه‌ای شفاف و روشن شد.

نکته ادبی: تمثیل آهن که با آتشِ عشق صیقل می‌خورد تا بازتاب‌دهنده‌ی حقیقت شود.

به چه نوع شکر گویم که شکرستان شکرم ز در جفا برون شد ز در وفا درآمد

چگونه شکرگزار باشم و شکرِ آن معشوقِ شیرین‌سخن را به جای آورم؟ چرا که او از مسیرِ بی‌مهری و جفا بازگشت و درِ لطف و وفاداری را به روی من گشود.

نکته ادبی: شکرستان: کنایه از منبعِ بی‌پایانِ لطف و شیرینی.

همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد

تمامِ رنج‌ها به وفا تبدیل شد و تمامِ تیرگی‌ها به روشنایی بدل گشت؛ ویژگی‌های انسانیِ من نابود شد و اوصافِ الهی در وجودم پدیدار گردید.

نکته ادبی: اشاره به مقامِ فنای فی‌الله که در آن صفاتِ حق جایگزینِ صفاتِ خلق می‌شود.

همه نقش ها برون شد همه بحر آبگون شد همه کبریا برون شد همه کبریا درآمد

تمامِ نقش‌ها و صورت‌های فردی از بین رفت و همه در دریای نیلگونِ هستی حل شد؛ غرور و خودبینی ناپدید گشت و تنها کبریای حق باقی ماند.

نکته ادبی: بحر آبگون: استعاره از هستیِ بی‌کرانِ خداوند.

همه خانه ها که آمد در آن به سوی دریا چو فزود موج دریا همه خانه ها درآمد

همه‌ی خانه‌هایی که در کنار دریا بودند، وقتی موجِ دریا بالا آمد و طغیان کرد، غرق شدند و به درونِ دریا درآمدند.

نکته ادبی: خانه نمادِ هستیِ محدود و فردی است که در برابر عظمتِ حق محو می‌شود.

همه خانه ها یکی شد دو مبین به آب بنگر که جدا نیند اگر چه که جدا جدا درآمد

تمامِ هستی‌ها در اصل یکی هستند؛ به تفاوت‌ها نگاه نکن، بلکه به آبِ واحد بنگر؛ اگرچه در ظاهر جدا به نظر می‌رسند، اما در حقیقت یکی‌اند.

نکته ادبی: بیانِ وحدتِ وجود؛ تاکید بر اینکه کثرتِ موجودات، حجابی بر یگانگیِ حقیقت است.

همه کوزه ها بیارید همه خنب ها بشویید که رسید آب حیوان و چنین سقا درآمد

تمامِ کوزه‌ها و ظرف‌هایتان را بیاورید و پاکیزه کنید، چرا که آبِ حیات و زندگی به اینجا رسیده است و آن ساقیِ الهی برای سیراب کردنِ جان‌ها آمده است.

نکته ادبی: سقا و آبِ حیوان: نمادِ فیضِ الهی و هدایت که جانِ مرده را زنده می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره خیالِ مَه

تشبیه جمالِ معشوق به ماه که روشنگرِ تاریکی‌های دل است.

تضاد جور و وفا / تیرگی و صفا

تقابل میان صفاتِ ناخوشایندِ انسانی و صفاتِ متعالیِ الهی برای نشان دادنِ دگرگونیِ احوال.

نمادگرایی بحر آبگون

تمثیلی برای وجودِ الهی که همه‌چیز در آن غرق و یگانه می‌شود.

پارادوکس نه راه بود و نی در

بیانِ حیرت از حضورِ محبوب در جایی که هیچ راهِ ظاهری برای آن وجود نداشته است.

مراعات نظیر کوزه، خنب، آب، سقا

به کارگیری واژگان مرتبط با یک حوزه معنایی برای تقویت تصویرِ ذهنی.