دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۷۷۳

مولوی
سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد به مثال ساقیان او به سبو و ساغر آمد
نه سبوی او بدیدم نه ز ساغرش چشیدم که هزار موج باده به دماغ من برآمد
بگشاد این دماغم پر و بال بی نهایت که به آفتاب ماند که به ماه و اختر آمد
به مبارکی و شادی چو جمال او بدیدم ز جمال او دو دیده ز دو کون برتر آمد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

در این سروده‌های عرفانی، شاعر لحظه‌ی بیداریِ معنوی و حضورِ محبوبِ ازلی را در سحرگاهِ ادراکِ قلبی به تصویر می‌کشد. فضا، فضایی است سرشار از شور و مستیِ روحانی که در آن، عاشق از قید و بندهای مادی رها شده و به تماشای جمالِ مطلق می‌نشیند.

مضمون اصلی، فراتر رفتن از ابزارهای ظاهری برای رسیدن به حقیقتِ عشق است. شاعر بیان می‌دارد که وقتی موجِ بی‌کرانِ معرفت و عشق، جانِ آدمی را در بر می‌گیرد، دیگر نیازی به واسطه‌های مادی نیست و روحِ انسان با تکیه بر این مستیِ درونی، از محدوده‌ی تنگِ دنیا و آخرت فراتر می‌رود و به کمالِ درخشش می‌رسد.

معنی و تفسیر

سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد به مثال ساقیان او به سبو و ساغر آمد

در هنگام سحر، آن زیباترین محبوب به درون قلب من وارد شد؛ او در هیئت ساقی، با پیمانه و ظرف شراب به نزد من آمد.

نکته ادبی: سحر استعاره از لحظه بیداری روحانی است و وثاق نماد قلب عاشق است که در آن معشوق جای می‌گیرد.

نه سبوی او بدیدم نه ز ساغرش چشیدم که هزار موج باده به دماغ من برآمد

من نه آن کوزه و ظرفِ مادی را دیدم و نه نیازی به چشیدن شرابِ ظاهری داشتم؛ زیرا پیش از آن، مستی و شورِ عشقِ او چنان به جان و روانم ریخت که سراپای وجودم را فرا گرفت.

نکته ادبی: دماغ در ادبیات کهن جایگاه ادراک و احساس است. نفیِ سبو و ساغر نشانگر بی‌نیازی عاشق از ابزارهای مادی در برابر شهودِ معنوی است.

بگشاد این دماغم پر و بال بی نهایت که به آفتاب ماند که به ماه و اختر آمد

این مستی و آگاهیِ درونی، پروازی بی‌کران به روح من بخشید؛ چنان که گویی من نیز همچون خورشید و ماه و ستارگان در آسمانِ معرفت درخشان شدم.

نکته ادبی: پر و بال استعاره از توانایی عروجِ روح و آزادی از قید و بندهای زمینی است.

به مبارکی و شادی چو جمال او بدیدم ز جمال او دو دیده ز دو کون برتر آمد

از سرِ شادمانی، وقتی سیمایِ دلارایِ او را به تماشا نشستم، دیدگانم از محدوده این جهان و آن جهان فراتر رفت و به مقامی والا دست یافت.

نکته ادبی: دو کون استعاره از تمامیِ هستی و عوالم مادی و معنوی است که در برابر عظمتِ معشوق ناچیز می‌نماید.

آرایه‌های ادبی

تشبیه به مثال ساقیان

تشبیه محبوب به ساقی که شراب معرفت در جان عاشق می‌ریزد.

استعاره وثاق

اشاره به درون و قلب عاشق که جایگاه حضور حق است.

مراعات نظیر آفتاب، ماه، اختر

استفاده از واژگان هم‌خانواده در حوزه آسمان برای نمایش درخشش روح.

کنایه پر و بال بی نهایت

کنایه از آزادی کامل و رسیدن به توانایی عروج در عوالم عرفانی.