دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۷۱۹

مولوی
ای اهل صبوح در چه کارید شب می گذرد روا مدارید
ماننده آفتاب رخشان از جام صبوح سر برآرید
ای شب شمران اگر شمارست باری شب زلف او شمارید
زخمی که زدست وانمایید گر پنجه شیر را شکارید
در خواب شوید ای ملولان وین خلوت را به ما سپارید
می آید آن نگار امشب چون منتظران آن نگارید
زان روی که شمس دین تبریز داند که شما در انتظارید

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، تجلی‌گاه شور و اشتیاق عارفانه در انتظار دیدار یار است. شاعر در فضایی سرشار از جنبش و بیداری، مخاطبان خود را به ترک غفلت و عبور از ظواهر دنیوی فرامی‌خواند تا در آستانه‌ی طلوعِ حقیقت، با جان و دلی آماده به استقبالِ جلوه‌ی معشوق بروند.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، مسأله‌ی 'انتظار' است؛ انتظاری که نه از سر ملال و سستی، بلکه برآمده از عشقی سوزان و آگاهیِ کامل از حضورِ قریب‌الوقوعِ مراد است. شاعر در این قطعه، تقابل میان خوابِ غفلت و بیداریِ معرفت را ترسیم می‌کند و از سالکان می‌خواهد که با زدودنِ زنگارِ ملال، آماده‌ی پذیرشِ انوارِ خورشیدِ حقیقت شوند.

معنی و تفسیر

ای اهل صبوح در چه کارید شب می گذرد روا مدارید

ای کسانی که در محفلِ سحرخیزی و بیداری‌جویی هستید، چرا دست روی دست گذاشته‌اید؟ شبِ عمر و زمانِ فرصت به سرعت در حال سپری شدن است، اجازه ندهید این لحظاتِ نابِ وصل به بیهودگی بگذرد.

نکته ادبی: صبوح، به معنای شرابِ صبحگاهی است که در ادبیات عرفانی نمادِ نوشِ معرفت و بیداریِ روحی در وقتِ سحر است.

ماننده آفتاب رخشان از جام صبوح سر برآرید

مانند خورشیدی درخشان که از افق سر برمی‌کشد، شما نیز از جامِ شرابِ سحرگاهی (معرفت الهی) وجودتان را سرشار کنید و چهره‌ی حقیقی خود را آشکار سازید.

نکته ادبی: جام صبوح در اینجا استعاره از پیمانه‌ی پرفیضِ حضورِ پیر یا حق است که باعثِ بیداریِ درون می‌شود.

ای شب شمران اگر شمارست باری شب زلف او شمارید

ای کسانی که وقت خود را به شمارشِ ساعاتِ شبِ تاریک و طولانی می‌گذرانید؛ اگر بنا بر شمارش است، به جایِ رنجِ شب، پیچ و خمِ زلفِ یار را که مظهرِ زیبایی و جلوه‌ی الهی است، بشمارید.

نکته ادبی: زلف در عرفان نمادِ صفاتِ جمالی خداوند و همچنین حجاب‌هایی است که عاشق را در خود درگیر می‌کند.

زخمی که زدست وانمایید گر پنجه شیر را شکارید

زخمی که معشوق بر جان شما نشانده، آشکار کنید و به آن ببالید، مگر آنکه همچنان در پی شکارِ دنیایِ فانی (که همچون شیرِ درنده خطرناک است) باشید.

نکته ادبی: پنجه شیر در اینجا کنایه از نفسِ اماره یا جاه‌طلبی‌هایِ دنیوی است که انسان را در چنگالِ خود می‌گیرد.

در خواب شوید ای ملولان وین خلوت را به ما سپارید

ای کسانی که در غفلت به سر می‌برید و روح‌تان از طعمِ عشق بی‌بهره است، به خوابِ سنگینِ خود بازگردید و این خلوتِ عارفانه را برای ما که اهلِ بیداری و وصل هستیم، باقی بگذارید.

نکته ادبی: ملولان در اینجا به معنایِ کسانی است که از پیمودنِ راهِ عشق خسته شده یا ذوقِ آن را ندارند.

می آید آن نگار امشب چون منتظران آن نگارید

آن معشوقِ زیبا امشب از راه می‌رسد، پس همچون کسی که بی‌صبرانه در انتظارِ چنین دیدارِ خجسته‌ای است، خود را آماده کنید.

نکته ادبی: نگار به معنایِ محبوب و معشوق است که در اینجا اشاره به تجلیِ نورِ حق دارد.

زان روی که شمس دین تبریز داند که شما در انتظارید

این دعوت و تاکید از آن روست که شمسِ تبریز، که خورشیدِ دین و راهنمایِ حقیقت است، بر حالِ شما آگاه است و می‌داند که شما در مقامِ انتظار و طلبِ او هستید.

نکته ادبی: شمس دین تبریز، نامِ خاصِ پیر و مرشدِ شاعر است که در اینجا نمادِ پیرِ کامل و مظهرِ نورِ الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آفتاب رخشان

نمادِ نورِ معرفت و سیمایِ درخشانِ معشوق که تاریکیِ نادانی را از میان می‌برد.

تناقض (پارادوکس) شب شمران

شاعر از مخاطب می‌خواهد که به جای شمردنِ گذرِ زمان، به زیباییِ بی‌زمانِ زلفِ یار بنگرد که نوعی گذار از زمانِ خطی به زمانِ دایره‌ای و ابدی است.

کنایه پنجه شیر

استعاره از نفسِ سرکش یا دنیا که همچون شیرِ درنده، مانعِ رسیدن به معشوق می‌شود.

تلمیح شمس دین تبریز

اشاره به شخصیتِ تاریخی و عارفانه‌ی شمسِ تبریزی که منبعِ الهام و هدایتِ شاعر است.